معرفتند كه حق تعالى به حس دريافته نشود و اخلاص در غير ارادهء عقلى نباشد ليكن ايشان را عادت و معرفت و ميلى باشد طبيعى كه هيچ موجودى از آن خالى نيست
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ
« 1 »
»
و شك نيست كه ملائكه در جنس جوهر با انسان شريكند اما چون دواعى وهم و خيال و مزاحمت شهوت و غضب در علم و عمل ايشان نيست بر ايشان تكليف به معنى كلفت نباشد چه معرفت و عبادت ايشان بىكلفت است و حكما جهتى را كه نفس به آن جهت مبناى ادراك معقول باشد قوت نظريه و عقل نظرى گويند . و جهتى را كه بدان جهت مستعدّ عمل بر نهج خير باشد « قوّت عمليه » و « عقل عملى » نامند و وضع حكمت براى تكميل اين دو قوّت است .
معنى ايمان و عمل صالح
و در شرع ، « ايمان » عبارت است از كمال قوّت نظرى . و « عمل صالح » عبارت است از كمال قوّت عملى و عقل و شرع مطابقند در اين معنى .
بيان طريقة الظاهر و الباطن
و ببايد دانست كه انسان را به مبدأ خود - جلّ مجده - دو طريق است :
يكى طريق ظاهر و يكى راه باطن .
اما راه باطن ، راهى است كه از آن به خدا توان رسيد ، و طريق ظاهر طريقى است كه به آن خدا را توان دانست . و از دانستن راه بسيار است تا رسيدن .
و آن كه در نهايت صعوبت است راه باطن است نه راه ظاهر ، چه در راه ظاهر آن قدر صعوبت نيست . و اين راه استدلال است . و استدلال مقدور هر عاقلى است كه از آثار به مؤثر راه برد . و اين راه كه استدلال است بر سلوك باطن متقدم است چه تا كسى نداند كه منزلى مىباشد طلب راه آن منزل نتواند كردن .
هامش
( 1 ) . إسراء ( 17 ) 44 ؛ نسخه : و ما من شيء . . .