بود ، پس رجم نيست بر آن زن .
پس امر كرد عثمان به برگردانيدن زن . پس يافت شد زن كه سنگسارش كرده بودند .
[ اعتراض امير مؤمنان عليه السّلام بر عثمان ]
[ دربارهء منع وى از حج و عمره ]
و روايت كرده است در فصل ثانى از باب سوم از كتاب حج از « صحيح بخارى » « 1 » و مسلم از سعيد بن المسيب كه گفت كه : اجتمع على و عثمان بعسفان فكان عثمان ينهى عن المتعة أو العمرة فقال على : ما تريد إلى أمر فعله النبى صلّى اللّه عليه و آله تنهى الناس ؟
فقال عثمان : دعنا عنك .
قال : لا استطيع أن ادعك ، فلما رأى ذلك اهلّ بهما جميعا .
يعنى : جمع شدند على و عثمان در عسفان پس بود عثمان كه از حج تمتع يا از عمره تمتع منع مىكرد ، پس گفت على عليه السّلام : چه اراده دارى كارى را پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كرده است مردم را از آن منع مىكنى ؟
پس عثمان گفت كه : بگذار ما را از تو .
گفت كه : استطاعت ندارم كه تو را بگذارم ، يعنى : نهى از منكر بكنم .
چون ديد اين را امير المؤمنين عليه السّلام اهلال به هر دو كرد يعنى گفت : لبيك بحجة و عمرة معا لبيك « 2 » .
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى 2 / 153 .
( 2 ) . الغدير 8 / 130 .