تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
بود ، پس رجم نيست بر آن زن . پس امر كرد عثمان به برگردانيدن زن . پس يافت شد زن كه سنگسارش كرده بودند .

[ اعتراض امير مؤمنان عليه السّلام بر عثمان ]

[ دربارهء منع وى از حج و عمره ]

و روايت كرده است در فصل ثانى از باب سوم از كتاب حج از « صحيح بخارى » « 1 » و مسلم از سعيد بن المسيب كه گفت كه : اجتمع على و عثمان بعسفان فكان عثمان ينهى عن المتعة أو العمرة فقال على : ما تريد إلى أمر فعله النبى صلّى اللّه عليه و آله تنهى الناس ؟ فقال عثمان : دعنا عنك . قال : لا استطيع أن ادعك ، فلما رأى ذلك اهلّ بهما جميعا . يعنى : جمع شدند على و عثمان در عسفان پس بود عثمان كه از حج تمتع يا از عمره تمتع منع مىكرد ، پس گفت على عليه السّلام : چه اراده دارى كارى را پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كرده است مردم را از آن منع مىكنى ؟ پس عثمان گفت كه : بگذار ما را از تو . گفت كه : استطاعت ندارم كه تو را بگذارم ، يعنى : نهى از منكر بكنم . چون ديد اين را امير المؤمنين عليه السّلام اهلال به هر دو كرد يعنى گفت : لبيك بحجة و عمرة معا لبيك « 2 » .
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى 2 / 153 . ( 2 ) . الغدير 8 / 130 .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 99 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)