در بحث امامت بيشترين نظر مؤلف در سه موضوع خلاصه مىشود :
الف - اثبات امامت مولى الموحدين حضرت امير المؤمنين عليه السّلام .
در واقع پس از اينكه نبوت را به گونهاى مختصر ثابت كرده ، به حق معتقد است كه با اثبات امامت امير مؤمنان عليه السّلام حقانيت مذهب شيعه به اثبات مىرسد . پس از اثبات امامت امام اول ، بقيهء امامان شيعه نيز با توجه به روايات و تواريخ ثابت مىگردند ، لذا در اثبات امامت ديگر امامان بحثى بسيار كوتاه نموده است .
ب - ابطال امامت خلفاى جور و غاصبان اين منصب .
مؤلف با نقل ادلهء اهل سنت و موشكافى در مطالب آنها ، با بهرهگيرى از تاريخ و سيرهء امامان جور ، به ردّ آنان مىپردازد . در اصلىترين دليل آنها بر امامت اولى ، يعنى اجماع ، مناقشه كرده و جهت ابطال امامت دومى و سومى ، علاوه بر ادلهء مختلف ، اجماع كه نزد آنها معتبر است ، به ردّشان مىپردازد .
ج - مطاعن خلفاى ثلاثه .
چون عامه براى سه خليفهء خود ، امامت ، قدسيّت و تقواى فوق العادهاى را قائلند ، بنابراين بحثهاى علمى گرچه همه حق باشند و برهانى ، ممكن است آنها را قانع نسازد . بنابراين مؤلف ، از حربهاى ديگر استفاده مىكند . بيان تعليلات ، مخالفتها ، بدعتها و نقضهاى بىشمارى كه آنها در امر قرآن و سنت داشتهاند ، عامى منصف را
هامش
مقصد دوم : در نبوت پيامبر گرامى اسلام صلى اللّه عليه و آله .
اثبات نبوت حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و آله بگونهاى بسيار مختصر .
مقصد سوم : در امامت ، كه مفصلترين مباحث آن مىباشد .
مقصد چهارم : در معاد .
در اثبات معاد جسمانى به ادلهء عقليه و نقليه و دفع بعضى از شبهات فلسفى مانند شبههء آكل و مأكول و تناسخ و خرق و التيام و . . .