Skip to main content

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — Page 385

Contributors:

P.385
نمىشد بر بودن ايشان در لشكر زياده از زيادتى سوار به خلاف تخلف كردن ايشان از لشكر به واسطهء استنباط كردن ايشان از شدت مرض رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بعد از تتابع امارات انتقال او به عالم قدس مثل قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه : « يوشك أن يأتى « 1 » رسول ربى فأجيب » « 2 » و حديث غدير و آيهء اكمال دين قوت احتمال انتقال آن حضرت را بر ارتقاء و احتياج به آن دو بود در تدبير امر اسلام و ايمان زيرا كه اين دو از بزرگان و ممتازان اصحاب آراء و مجتهدان بودند همچنان كه از اجتهاد تغيير داد عمر بسيارى از آنچه امر كرده بود به آن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و مستمر شده بود به آن ، زمان آن حضرت . پس نظر كنيد اى مسلمانان ! آيا منفعت تكثير سواد شيخين مقابل منفعت تدبير ايشان مىتواند بود يا نه ؟ ! و چون تواند بود كه مثل سواد ايشان از هر دو كس مىتواند حاصل شد با عدم ظهور بدل مر ايشان را در آراء ! پس ظاهر شد كه منشأ تخلف كمال فطنه و تأمل ايشان بود در امر اسلام . مىگوئيم كه : چه گمان دارى به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟ ! آيا غافل بود از احتمال انتقال يا ظهور آن از براى اين دو بلكه از براى مردم از گفته‌هاى آن حضرت و حال او ؟ ! و يا غافل بود از جبانهء اين دو با امتحان كردن در مدت متماديه ؟ ! و يا غافل بود به تدبيرى كه به اين دو نسبت دادى ؟ ! و لايق نيست كه نسبت داده شود به يكى از منسوبان به معرفت و كمال عدم علم به حال كسى كه در عشر اين مدت اين دو با رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بودند در نزد آن كس باشند با تواتر
Footnote
( 1 ) . در بحار : يأتينى . ( 2 ) . صحيح مسلم 7 / 122 - 123 ، و به نقل از وى در بحار الانوار 23 / 108 .