عليه السلام است ، و دليل آنها نصوص و روايات فراوانى است كه مورد تأييد همهء فرقههاى اسلامى است .
در مقابل اهل سنت قائلند كه امام پس از پيامبر صلى اللّه عليه و آله ابو بكر بن ابى قحافه است . آنها معترفند كه نصّى بر امامت او نبوده - تا چه رسد مورد اتفاق باشد ! - در عين حال ، دليل بر امامت او را اجماع صحابه مىدانند ، و البته كه معترفند بسيارى از بزرگان صحابه كه در رأس آنها على بن ابى طالب و صديقهء طاهره فاطمهء زهرا سلام اللّه عليهما بوده از بيعت سرپيچى كردهاند .
به هر حال با توجه به اهميت اين مسأله نزد هر دو فرقه ، مباحث و منازعات فراوان و ادلهء زيادى بين آنها ردّ و بدل شده است . مسألهاى كه اساس « احتجاج » و « مناظره » را بين اهل سنت و شيعه پديدار نموده است .
مناظرات بين علماى اسلامى :
مناظرات علمى كه بين مسلمانان رخ داده تاريخش به همان صدر اسلام برمىگردد .
در صدر اسلام گروهى از يهوديان و مسيحيان كه خدمت نبى مكرم اسلام صلى اللّه عليه و آله مشرف مىشدند سؤالات مختلف كرده و احتجاج مىنمودند . اين احتجاج در عصر خلفاى ثلاثه نيز ادامه داشت كه بسيارى از آنها به حضرت امير مؤمنان على عليه السلام ارجاع مىشد . پاسخهاى آن حضرت به صاحبان اديان ديگر و كفار مشهور و در كتابهاى مختلف مسطور است .
در عصر حضرت باقر و امام صادق عليهما السلام كه شيعيان فرصت بيشترى داشتند ، مباحث مدوّن گشته بعضى از اصحاب ، جهت اين امر تربيت گشتند .
افرادى مانند هشام بن حكم و مؤمن الطاق كه در اثبات حقّانيت شيعه سهم مهمى را ايفاء نمودند .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 18
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص١٨