Skip to main content

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — Page 853

Contributors:

P.853

اظهار عمر بعد از وفات پيغمبر كه آن حضرت نمرده

اتفاقا عادت خليفه بر اين بوده كه هر جا متغير ميشد از روى عصبانيت براى مرعوب نمودن طرف ميگفت حد ميزنم چنانچه امام احمد حنبل در مسند و حميدى در جمع بين الصحيحين و طبرى در تاريخ و ديگران از علماء خودتان نقل نموده‌اند كه چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا رفت عمر نزد ابى بكر رفت و گفت ميترسم محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نمرده باشد و حيله كرده ( يعنى خود را به مردن زده ) تا دوست و دشمن خود را بشناسد و يا اينكه چون موسى غائب شده باشد و بازآيد و هر كه مخالفت او را نموده و عاصى گرديده بسياست رساند پس هر كس گويد رسول خدا مرده من او را حد ميزنم ابى بكر چون اين جملات را شنيد او را نيز شكى در دل پيدا شد و از اين گفتارها اضطرابى در مردم پديد آمد و اختلاف كلمه ظاهر شد چون اين خبر را بعلى عليه السّلام دادند با عجله و شتاب خود را بجمعيت رسانيد فرمود اى قوم اين چه هياهوى بىدانشى است كه برپا نموده‌ايد مگر فراموش نموده‌ايد اين آيه شريفه را كه خداوند در حيات رسول اللّه به او اعلام داشت
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ
يعنى تو ميميرى و امت تو هم ميميرند پس به حكم اين آيه شريفه رسول خدا از دنيا رفت اين استدلال على عليه السّلام مورد قبول امت واقع شد و يقين بموت آن حضرت نمودند عمر گفت گويا من هرگز اين آيه را نشنيده بودم ! ! ! . ابن اثير در كامل و نهايه و زمخشرى در اساس البلاغه و شهرستانى در مقدمهء چهارم ملل و نحل و عده‌اى ديگر از علماء مىنويسند كه چون عمر فرياد ميزد هرگز پيغمبر نمرده است ابى بكر خود را به او رسانيد و گفت مگر نه اينست كه خداوند ميفرمايد
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ
و نيز فرموده
أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ
« 1 » . آنگاه عمر ساكت شد و گفت گويا هرگز من اين آيه را نشنيده بودم حالا يقين كردم كه وفات نموده . شما را به خدا تصديق مينمائيد كه معلم متعصب بىعلم ادعاى بى جا نموده .
Footnote
( 1 ) اگر او نيز بمرگ يا قتل و شهادت در گذشت باز شما بدين جاهليت خود رجوع خواهيد نمود آيه 137 سوره 3 ( آل عمران ) .