قبيل طبرى و ثعلبى و جار اللّه زمخشرى و امام فخر رازى ذيل اين آيه گويند اين نوع اعمار ما فوق طبيعت و از عطاياى الهى مىباشد .
پس پيغمبر هزار و چهار صدساله ( يا هزار و نهصدساله ) چگونه از او كارى ساخته بوده - همان قسمى كه پيغمبر هزار و چهار صدساله ( يا هزار و نهصدساله ) همه كاره بوده از كورى چشم امويها و خوارج و نواصب و تابعين آنها ( امثال احمد امينها و مردوخها ) امام هزار و دويستساله هم همه كار از او بر مىآيد چه آنكه خداى قادر توانا قواى قويهء او را نگهدارى فرموده تا روزى بيايد و انتقام از امثال ( احمد امينها و مردوخها ) بگيرد .
بس است بيش از اين مجال مزاحمت نميباشد و الا اگر جلوى قلم را رها كنم خيلى گفتنيها هست كه در اين مختصر وجيزه مقتضى بيان نيست اين مقدار هم ناچار بودم و الا گفتار اين شيخ وقيح مردود قابل ذكر نيست و اثرى در حقيقت اسلام و مذهب حق تشيّع ندارد - چه خوش مناسب مقام سروده .
آب دريا كزو گهر زايد * به دهان سگى نيالايد
اگر ابن تيميّه و امثال آن با آن كرّ و فرّشان توانستند با نوشتن هزليات نور خدا را خاموش كنند اين شيخ مردود و امثال آن هم مىتوانند ! !
چقدر خوشوقت گرديدم وقتى در جرايد و مجلات دينى نامههائى ديدم از علماء بزرگ سنى مخصوصا از اطراف كردستان كه از اين مرد بىباك اظهار انزجار و تنفّر نمودند و رسما اعلام نمودند كه مردوخ ( مردود ) سنى نيست بلكه خارجى و بيگانهپرست است ،
از جمله دلائل بر بيگانهپرستى اين مردك و صحّت گفتار برادران بزرگ ما علماء اهل سنت آنكه بعد از جنگ بزرگ اول 1914 - 1918 ميلادى متفقين افرادى را وادار مينمودند بنام اتحاد و اتفاق بمقدسين يكديگر اهانت نمايند تا شعله آتش نفاق مشتعل گردد كه از جمله همين مردك از خدا بىخبر بوده .
فلذا در صفحه آخر كتاب گويد ( در اين هنگام كه متفقين هم بما دست دوستى و همدستى دادهاند بايد موقع را مغتنم شمرده سلاطين اسلام فرمان وحدت و يگانگى