قيامت ، كذب باشد و صدور كذب از او محال . و حال آنكه وعيد از او واقع شده . پس محال باشد خلق كفر و معاصى از واجب الوجود .
تقرير اين دليل به قياس استثنايى :
اگر خلق كفر و معاصى از واجب جائز بودى ، وعيد بر آن جائز بودى .
ليكن وعيد بر آن جائز است بدليل وقوع . نتيجه دهد كه پس خلق كفر و معاصى از واجب الوجود جائز نباشد .
و همچنين ارادهء قبيح نيز قبيح است بالضروره . پس ارادهء كفر و معاصى نيز قبيح باشد . پس جائز نيست كه خدا اراده كفر كند از كافر ، و ارادهء معصيت كند از عاصى .
و از واقع نشدن ايمان از كافر و طاعت از عاصى ، مغلوبيّت خداى تعالى لازم نيايد ، چه خداى تعالى ايمان از كافر و اطاعت از عاصى به ارادهء كافر و عاصى خواسته ، نه به طريق جبر و حتم . چه اگر به طريق جبر و حتم خواستى و واقع نشدى ، مغلوبيّت و عجز لازم آمدى ، و حتم و جبر محال است ، چنان كه بيايد ان شاء الله .
سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص٦٤