رسولان و برگزيدگاناند ، چنان كه گفت :
« اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا »
« 1 » ، همه بندگان خدايند « 2 » و همه را به طاعت فرموده است و از معصيت نهى كرده ، و همه طاعت كنند و اگر چه معصيت توانند كرد نكنند ، چنان كه گفت :
« لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ »
« 3 » ، يعنى خدا را نافرمانى نكنيد و هر چه فرمايد به جاى آوريد .
و قول حشويان « 4 » كه فرشته گناه كرد و خداى تعالى وى را مارى گرداند ، و ديگر شهوت به آدميان داد تا ميل به معصيت كرد ، و به جاى عقوبت آخرت در دنيا ايشان را عذاب مىكند ، و آنچه بدين ماند ، همه هرزه و باطل بود و نشايد كه عاقل باور كند .
فصل : در قرآن
بدان كه اين كتاب كه نامش قرآن است و بر دست مصطفى ( ص ) پيدا شده است ، كلام خداى تعالى است كه بيست و سه سال يك يك و دو دو آيه يا بيشتر - چندان كه حاجت مىبود - بر دست جبرئيل به مصطفى ( ص ) مىفرستاد و مىفرمود كه فلان آيت از پس فلان آيه ، و فلان سوره از پس فلان سوره تا بر اين وجه و سيرت - كه هست - جمع كرده و گرد آوردهء خداى تعالى آمد . اگر چه تأويل و تفسيرش بسيار بگردانيدند ، اما كس نتوانست كه در نفس قرآن زياده و نقصانى كند .
فصل : در امامت
بدان كه مادام تا خلق به صفتى بود كه خطا بر ايشان روا باشد ، خداى تعالى زمانه را بىامامى و رئيسى ندارد كه دست او بالا دست همه كس باشد ، بر سر خلق فرمان دهد و
هامش
( 1 ) . حج / 75 .
( 2 ) . اصل : خدااند .
( 3 ) . تحريم / 6 .
( 4 ) . حشويان فرقهاى بودند كه در قرن سوم هجرى عقايد خود را اظهار كردند مبتنى بر اينكه به ظاهر آيات الهى بايد تمسك نمود و خداوند قابل رؤيت است . به اين جهت ايشان را مجسّمه نيز گفتهاند . ( دهخدا )