نيست و نسبت و دخلى در حفظ اسلام و مسلمين ندارد بلكه اكثر اينها بلكه همهء اينها سبب خرابى بلاد و آبادانيها مىشود و به اين سبب بسيار مسلمين مضطر به جلاء وطن و گدايى مىشوند .
و همچنين نويسندگان كه اعانت اين كارها و ضبط دخل و خرج اين مالها مىكنند و همچنين وزراء و كلانتران و داروغگان و عمله و اعوان ايشان همه از اين قبيلاند . و همچنين ارباب مناصب شرعى و وقفى همه مثل ايشانند . اگر چه گمان كنند كه تحصيل معيشت مىكنند چنانچه دانسته شد .
و نيز ظاهر است كه اين مناصب به نحوى كه در اين زمان متعارفست هيچ يك موافق شرع نيست .
اما مثل يساولان و چوبكيان و ريكايان و سازندگان و نويسندگان كه خدمتشان ضبط مداخل و مخارج حرام باشد ، سفرهاى ايشان همه باطل است .
و امثال اين گفتهها كه ميرزا حسن در نوشتههاى خود به مناسبتهاى مختلف آورده ، همه نشانهء آن است كه او از اعمال حكومت و ظلم و جورهاى حاكمان وقت ناراضى بوده و خود را جدا از آنها مىدانسته است .
11 . ميرزا حسن لاهيجى و زبان فارسى
ميرزا حسن مانند اغلب عالمان دورهء صفوى ، عنايت ويژهاى به فارسىنويسى داشته است و بيش از نصف تأليفات وى به اين زبان نوشته شده است .
نثر نوشتههاى لاهيجى روان و شيوا مىباشد . او سعى مىكند تا نوشتههايش براى همهء مردم قابل فهم باشد . به همين جهت از مغلقنويسى و آوردن كلمات نامأنوس كه شيوهء منشيان آن عصر بود اجتناب كرده است . به همين جهت نثر وى بهترين نمونهء نثر ساده و روان عصر صفوى به شما مىرود كه متأسفانه تا به حال توجه كافى به اين موضوع نشده است .