تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 1302

مساهمون:

ص١٣٠٢
« فما أسعد السرداب في سرّ من رأى * و أسعد منه البيت و الركن و الحجر »
« و ما شرّف السرداب الّا لأنّه * بدار تناهى عندها العزّ و الفخر »
بنظير كلماتى كه از اعيان الشيعهء وى نقل كرديم پرداخته ( ص 101 - 102 ) و سپس گفته است ( ص 103 - 104 ) :
« تشرّف مغناها بسكنى ثلاثة * من الآل يستسقى بذكرهم القطر »
. . .
« و ما غاب في السرداب قطّ و انّما * توارى عن الأبصار اذ ناله الضرّ »
« و لا اتّخذ السرداب برجا و من يكن * لنا ناسبا هذا فقولته هذر »
« بلى أمست الدنيا به مستنيرة * و منه على أقطارها يعبق النشر »
« فكان كمثل الشمس بالسحب حجّبت * و من نفعها لم يحرم البحر و البرّ »
طالب قصيده بكتاب مذكور رجوع نمايد .

تعليقهء 207 ( ص 578 ؛ س 3 ، و ص 368 ؛ س 6 - 7 ) تحقيق دربارهء « ازين » و « بودمانى ، و كردمانى »

« ازين » مخفّف « از اين » است و آوردن اسم اشاره در اين قبيل موارد براى تحقير يا تعظيم است مرحوم ملك الشعراء بهار در مقدمهء تاريخ سيستان گفته ( ص 15 ) : « و نوعى حرف اشاره در اين كتاب هست كه از مغول ببعد بندرت در نثر و نظم ديده مىشود و آن چنانست كه وقتى ميخواهند وصف چيزى يا كسى يا جماعتى را بطريق تخفيف و توهين يا تلطيف و تصغير ايراد نمايند آن جملهء وصفى را با كلمهء ( از اين ) ابتدا كرده و بعد يائى نكره نيز بر آن ميافزايند مثال : « زهير بن محمّد عتيبه را سالار كرد و به بست فرستاد ازين گروهى متمرّدان را عتيبه نزديك
هامش
- محسن ( ره ) قصيده‌اى در جواب قصيدهء او بر همان وزن و قافيه ساخته آنگاه هر دو قصيده را با شرح و بيان و توضيح و تبيان لازم در آن رساله درج كرده و سپس آن را در 104 صفحهء وزيرى طبع و نشر نموده است جزاه اللّه عن الاسلام و أهله جزاءا يليق ؟ ؟ ؟ بكرمه و فضله .