فهرست علماى شيعه در ترجمهء نجيب أبو المكارم سعد بن أبى طالب متكلّم معروف رازي - قدّس سرّه - گفته ( چنان كه در ص 526 همين تعليقات گذشت ) : « له تصانيف ؛ منها مسألة الأحوال » بديهى است كه مراد از اين « احوال » همانا صفت حالت مورد بحث است نه غير آن .
بارى چون مسأله مهمّ است در حدود امكان ببحث از آن مىپردازيم .
سيد مرتضى رازى ( ره ) در تبصرة العوام گفته ( ص 162 - 163 چاپ استاد فقيد اقبال ) :
« بدان كه چهار مسئله است كه علما و متكلّمان از قديم الدهر تا بدين وقت مناظره مىكنند با واضعان اين مسائل و اصحاب ايشان ، تا حقيقتش معلوم كنند ، ميسّر نمىشود ، از بهر آن كه خبط است و تناقض ، نه خود مىدانند و نه بفهم ديگرى مىتوانند رسانيد » . ( تا آنكه گفته ) :
مسئله دوم : حال ابو هاشم كه او گويد و جماعتى كه اتباع او باشند كه : خداى تعالى را حالات چندست آن حالات مختلف است و اگر مختلف نبودى صفات مختلف نبودى و معانى معقول ايشان متباين نبودى و اين احوال نه موجود است و نه معدوم ، نه ذات خداست و نه غير ذات او . و باقلانى و ابو المعالى جوينى از اشاعره موافق ابو هاشم باشند در اين مسئله و اين سخن ايشان بىحاصلست » .
و نزديك به اين مسأله است از بعضى جهات مسألهء چهارم از چهار مسألهء عنوان شده هر كه طالب آن باشد بتبصرة العوام رجوع كند ( ص 163 - 164 ) .
محقّق عاليقدر سيد شريف جرجانى در شرح مواقف در موقف خامس كه در الهيّات است در مقصد دوم از مرصد اوّل گفته ( ص 470 چاپ تركيّه ) :
« ( المقصد الثّاني في أنّ ذاته تعالى مخالفة لسائر الّذوات ) اليه ذهب نفاة الأحوال قالوا : و المخالفة بينه و بينها لذاته المخصوصة لا لأمر زائد عليه و هو مذهب الشيخ الأشعريّ و أبي الحسين البصريّ فانّهما قالا : المخالفة بين كلّ موجودين من الموجودات انّما هي بالذات و ليس بين الحقائق اشتراك الّا في الأسماء و الأحكام
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 1184
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص١١٨٤