راوندى در راحة الصدور در وقايع سلطنت سلطان مسعود آورده ( ص 232 ) :
« و سلطان مسعود از همدان برى شد كه سلطان اعظم سنجر بر عبّاس والي رى متغيّر بود مسعود را فرمود كه او را بگيرد و رى بستاند چون سلطان مسعود برى رسيد عبّاس پيشكشهاى غريب آورد و استقبال كرد و خدمتهاى پسنديده واجب ديد او را سلطان نرنجانيد و گرفتن مصلحت نديد چه مردى غازى بود بدنامى حاصل ميآمد »
و در ص 233 گفته : « و عبد الرحمن و عبّاس در مخالفت سلطان يكى شده بودند » .
تا آنكه گفته ( ص 237 ) :
« سلطان سوى بغداد رفت عبّاس در خدمت » .
نگارنده گويد : معاملهء سلطان مسعود با عبّاس غازى از جهاتى شبيه بمعاملهء منصور دوانيقى با ابو مسلم خراسانى است و اينجا گنجايش شرح وجوه تشبيه را ندارد ليكن اگر اهل تتبّع و تحقيق اندكى تدبّر كنند به آنها به خوبى پى مىبرند و يكى از كارهاى بسيار ننگين سلطان مسعود و سلطان سنجر - ملأ اللّه قبرهما نارا و جعل لهما من دركات الجحيم مثوى و قرارا - بشمار مىرود .
اما ترجمهء اينانج بيگ در سابق بطور اختصار كه كافى در بيان مقصود است گذشت رجوع شود بتعليقهء 139 .
تعليقهء 169 ( ص 463 ؛ س 6 و 15 ، و ص 466 ؛ س 7 ) ( مشتمل بر سه امر است )
1 - در كلمهء شهادتين و بيان عصمت آن خون و مال قائل آن را
2 - در بحث از نسبت كرامتى بثابت بنانى .
3 - در عقيدهء شيعيان دربارهء نكاح كافران و مشركان .
1 - بحث در كلمهء شهادتين
سيوطى در جامع صغير در باب همزه تحت عنوان « امرت » ( ص 55 چاپ مطبعهء خيريّه مصر بسال 1321 ه ق ) گفته :