او حاضر شد و نكات و دقايق دعوت را از آن استاد آزموده فرا گرفت و سپس به مغرب زمين رفت بميان قبايل كتامه چنان كه شرح آن خواهد آمد . در اسم و نسب ابن حوشب ما بين مورّخين اختلاف بسيارى است و آنچه در فوق ذكر شد مطابق اقوال جمهور ايشان است « 1 » » .
تعليقهء 127 ( ص 312 ؛ س 19 - 20 ) اسحاق خنسفوح
اينكه مصنّف ( ره ) گفته : « و از ديار خراسان يكى برخاست نام او اسحاق خنسفوح ، هم برين طريق امير خلف سيستانى وى را هلاك كرد » مراد از اين شخص همانست كه در جامع التواريخ هنگام ذكر دعاة اسماعيليّه چنين نام برده ( ص 12 قسمت اسماعيليان جامع التواريخ چاپ دانشگاه ) :
« و پس از اين عصر داعى بسيستان اسحاق سنجرى بود ملقّب بجبسفوح كه بر دست امير خلف أحمد سنجرى كشته شد » .
چون شخص مذكور معين شد هر كه طالب ترجمهء مبسوطش باشد بكتب محقّقين در حالات اسماعيليّه رجوع كند .
تعليقهء 128 ( ص 313 ؛ س 6 ) محمد بن الهيصم الكرامى
فيروزآبادى در قاموس گفته : « الهيصميّة فرقة من الكرّاميّة أصحاب محمّد الهيهم » صفدى در الوافى بالوفيات گفته ( ج 5 ؛ ص 171 ) :
« ابن الهيصم الكرّامي - محمّد بن الهيصم أبو عبد اللّه شيخ الكرّاميّة و عالمهم
هامش
( 1 ) - رجوع شود بتاريخ ابن الاثير ج 8 ص 11 در حوادث سنهء 296 ، و دستور المنجمين ورقa335 ، و صبح الاعشى ج 13 ص 240 ، و خطط مقريزى ج 2 ص 160 ، و اتعاظ الحنفاء همان مؤلف ص 20 ، 27 ، 31 .