الّذين اوتوا العلم درجات ، و آيهء و من يؤت الحكمة فقد اوتى خيرا كثيرا ، و آيهء :
هل يستوى الّذين يعلمون و الّذين لا يعلمون ، و آيات بسيار ديگر از اين قبيل ، و حديث علماء امّتي كأنبياء بني اسرائيل ، و حديث : مداد العلماء أفضل من دما الشهداء ، و حديث العلماء ورثة الانبياء .
يعنى :
وارثان انبيااند اهل علم * رشحهء اقلام ايشان كيمياست
توتياى ديدهء اهل يقين * خاكپاى وارثان انبياست
و حديث : و أمّا من كان من الفقهاء صائنا لنفسه ، حافظا لدينه ، مخالفا على هواه ، مطيعا لأمر مولاه ؛ فللعوام أن يقلّدوه ( تا آخر ) تابع افكار و آراء شعرا شوند يعنى پيرو كسانى باشند كه قرآن در حقّ ايشان مىفرمايد : و الشعراء يتبّعهم الغاوون بلكه امر دين و تكليف شرع بر خلاف آنست چنان كه معلوم است . و بديهى است كه عاقلى چنين ادّعائى را نمىكند تا چه رسد بعالمى .
و اينكه گفته : « شاعر نامآور ايران همهء عمر خود را صرف همين داستانهاى ملّى و قهرمانى خود كرد » جواب آنست كه همهء علماى شيعه هر يك عمر خود را از آغاز تا انجام صرف خدمت بدين كرده به اين نحو كه يا تأليف و تصنيف مىنمودهاند ، يا تدريس و تعليم ميكردهاند ، و يا بحفاظت ساير شؤون ديني مىپرداختهاند كه سدّ ثغور دين را مىكرده است و از اينجاست كه موقع فوت هر عالم طبق اين روايت معروف « اذا مات العالم ثلم في الدين ثلمة لا يسدّ هاشيء » رخنهاى در دين پيدا مىشود كه بجز با وجود عالمى ديگر آن رخنه گرفته نمىشود و مراد استاد سخن و شاعر بزرگ سعدى از « عالم ربّانى » در بيت زيرين چنين عالم است :
« عارف و عابد و صوفى همه طفلان رهند * مرد اگر هست بجز عالم ربّانى نيست »
و صاحبان اين مقام را « علماء ربّانيّون » يا « فقهاء ربّانيّون » مىنامند .
و مراد آقاى دكتر صفا از اين قسمت از كلام خود : « ولى شيعه بسبب بعضى اخبار از شنيدن آنها اكراه داشته ( تا آخر ) » طبق معرّفى ص 35 چاپ اوّل نقض تعليقهايست كه نگارنده آن را در ص 35 - 36 ياد كرده است به اين عبارت :
« علامهء مجلسى ( ره ) در عين الحياة بعد از كلام مبسوطى در مذمّت دروغ