و لقد عجبت لقائل لي مرّة * علّامة فهم من الفهماء
سمّاك قومك سيّدا صدقوا به * أنت الموفّق سيّد الشعراء
ما أنت حين تخصّ آل محمّد * بالمدح منك و شاعر بسواء
مدح الملوك ذوي الغنى لعطائهم * و المدح منك لهم لغير عطاء
فابشر فانّك فائز من حبّهم * لو قد وردت عليهم بجزاء
ما تعدل الدنيا جميعا كلّها * من حوض أحمد شربة من ماء
ابن كثير شامى در تاريخ خود ذكر نموده كه : اصمعي در باب سيّد اسمعيل ميگفته كه : لو لا أنّه يسبّ الصحابة في شعره ما قدّمت عليه أحدا في طبقته . يعنى اگر نه اين مىبود كه او در اشعار خود سبّ بعضى از صحابه مينمود هيچ شاعر معاصر او را بر او مقدّم نمىداشتم .
مؤلّف گويد : فساد اين سخن اصمعى بر احدى مخفى نيست ، چه صحّت و فساد عقيده را در جودت و رداءت شعر و تقدّم و تأخّر در آن مدخلى نيست ليكن چون اصمعى ناصبى معلن بعداوت خاندان رسالت بوده لاجرم بموجب مثل مشهور كه :
« كلّ اناء يترشّح بما فيه » آن تعصّب در باب سيّد كه مدّاح خاندان بود از او ترشّح نمود ، و عداوت اصمعى نسبت بخاندان رسالت ( ص ) مشهور است ، و از اين قطعه نيز معلوم مىشود كه شيخ نور الدين علىّ بن عراق مصرى در تذكرهء خود نقل كرده و گفته كه :
ابو العيناء گفته كه : ابو قلامهء جرمى را ديدم كه در جنازهء اصمعى ميگفت :
قبّح اللّه أعظما حملوها * نحو دار البلا على خشبات
أعظم تبغض النبي و أهل * بيته الطيبّين و الطاهرات
و بالجمله چنان كه علّامهء حلّى - أحلّه اللّه في رياض الجنان - در كتاب خلاصهء الأقوال به آن اشاره نموده جلالت شأن و علوّ مكان سيّد اسمعيل بيش از آنست كه بوسيلهء تحرير اين فقير قليلى از كثير آن صورتپذير باشد . و صالح بن محمّد كه يكى از رواة اخبار اهل البيت - عليهم السلام - است در بيان حالات و مقامات او كتابى تأليف نموده .