تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
« در عهد امارت خاصبك و وزارت شمس الدين ابو نجيب و إشراف عبد الملك سهروردى و نيابت رضي الدين ابو سعد اين بيتها گفتند :
العلج حاز الوزارة * و العلق حاز الإمارة
و ابن القوام تبدّى * كأنّه سقط فارة
ثمّ الرضي تلاه * كقطعة من محارة « 1 »
و المشرف النحس بوم * و ان غدا في العمارة
امّا بديهى است كه به مثل اين سخنها نميتوان بحسن حال و سوء حال اشخاص حكم كرد مخصوصا اگر قائل شاعر باشد زيرا كه مدح و هجو شعرا غالبا بسته بر انجاح حاجت و تقاضاى درخواست ايشان است خواه مشروع باشد و خواه نه چنان كه معلوم است . امّا اينكه گفته : « و مكين بو الفخر قمّى » گويا مراد از اين شخص يكى از آباء و اجداد مكين الدين مذكور در كتب تراجم دسترس است زيرا زمان وزارت وى مدّتها بعد از زمان تأليف كتاب نقض بوده است بدين جهت ما در تكمله‌اى كه براى تعليقهء 96 قرار خواهيم داد ترجمهء آن وزير را نيز نقل مىكنيم تا خوانندگان خودشان قضاوت كنند . امّا بتراجم « كيا مختصّ الدين رازى ، و پسرش عماد الدين ابو المعالى ، و شمس الدين محمّد بنيمان » دست نيافتم .

تكمله‌ايست مربوط بتعليقهء 96

اين تكمله مشتمل بر شش امر است : 1 - بقيّهء ترجمهء انوشيروان بن خالد چنان كه در ص 666 وعده كرده‌ايم . ناصر الدين منشى كرمانى در نسائم الاسحار من لطائم الأخبار گفته : ( ص 33 نسخهء مطبوعه باهتمام نگارنده )
هامش
( 1 ) - كذا و لعله : « الحجارة » .