پرش به محتوای اصلی

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحه 196

پدیدآورندگان:

ص۱۹۶
هزار شيعهء على در يمن بكشت و فقها و قضاة بعضى از ترس قتل و بعضى از بهر مال و جاه فتاوى بر خلاف اقوال ائمّه مىدادند و قومى از شيعه كه مانده بودند در سرّ مذاهب و احاديث ائمّه روايت مىكردند و پنهان پيش امام مىرفتند و كشف مشكلات از وى مىكردند ، و در زمان بنى العبّاس هم مثل اين بود تا غايتى كه متوكّل بفرمود تا تربت حسين و شهدا را شيار كردند و بكاشتند تا مردم به زيارت نروند در سال دويست و سى و شش از هجرت و در آن روز زلزله ظاهر شد در جملهء روى زمين و در شهر رى چهل و پنج هزار آدمى در آن هلاك شدند و در زمان مأمون چون امام را شهيد كرد فقهاى خراسان عوام را دستورى دادند بر كشتن اهل البيت و شيعيان ايشان و هم منادى كردند كه اگر با كسى فقه شيعه يا عمل السّنة كه دعوات اهل البيتست بيابند وى را بكشند و يأبى اللّه الّا ان يتمّ نوره و لو كره الكافرون ، و مع هذا هيچ دار الكتب نيابى كه كتب نواصب در آنجا باشد الّا كه كتب اماميّه در آنجا نهاده بود و هيچ شهرى از ديار اسلام نيابى كه در آنجا كتب شيعه نبود ، اگر گويند كه مذهب اهل البيت اينست كه ما داريم گوئيم اين از دو وجه باطلست : اوّل آنكه اگر مذهب ايشان اينست چرا اضافت با شافعى و ابو حنيفه و مالك و احمد حنبل و غيرهم مىكنند و اهل البيت كه بهترين خلقند نشايد كه مذهب ايشان با ديگران اضافت كنند و اگر از بهر آن اضافت مىكنند با شافعى و ابو حنيفه و احمد و مالك و غيرهم كه ايشان از ائمّه نقل كرده‌اند لازم بود كه اضافت مذهب با تلامذهء فقها كنند كه تلامذه ازيشان نقل كردند و اين فاسدست وجه دوّم هم باطلست زيرا كه بسيار مسائل جمله فقها از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كنند و بخلاف آن كار كنند و مسائل كه در آن با امير المؤمنين على خلاف كنند در كتبشان مسطورست و چون بقول امير المؤمنين كار نكنند بطريق اوليتر كه بقول ائمّهء ديگر كار نخواهند كرد پس باطل شد كه مذهب ايشان مذهب اهل البيت بود .

حديث سيم :

جابر بن عبد اللّه الانصارى روايت كند كه روزى رسول در مسجد نشسته بود بعضى از صحابه ذكر بهشت مىكردند رسول گفت خداى تعالى را لوائيست
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحه 196 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )