مىگفتند : اهل قدر با اثبات قدرت براى بندگان در عمل به دو قدرت ( قدرت خدا و قدرت بندگان ) اعتقاد كردهاند و اين نوعى دوبنگرايى يا ثنويّت « 1 » است ، كه مذهب مجوسان بوده است . و از اينجا بود كه پيوسته حديث زير را در ردّ و انكار معتقدان به قدرت و اختيار انسان نقل مىكردند كه مىگويد « القدريّة مجوس هذه الامّة ، ان مرضوا فلا تعودوهم و ان ماتوا فلا تشهدوهم » « 2 » قدرى مذهبان مجوسان اين امّتاند ، اگر بيمار شوند به عيادت آنان مرويد ، و اگر بميرند به تشييع جنازهء آنان حاضر مشويد . شيخ محمود شبسترى مىگويد :
هر آن كس را كه مذهب غير جبر است * نبى فرمود كاو مانندِ گبر است
چنان كان گبر يزدان و اهرمن گفت * مر اين نادانِ ابله ما و من گفت
« 3 » * * * از مباحث مهمّ اهل كلام كه بيش از همه به تفسير قرآن مجيد مربوط مىشود ، چهار مسأله بيشتر از همه اهمّيّت دارد 1 . مسأله خلق يا قدمت قرآن ، كه از آن نسبة به تفصيل بحث خواهيم كرد ، و اينجا نياز به تكرار آن نيست ؛ 2 . مسألهء عدل است كه اشعريّه و اهل سنّت به آن اعتقاد ندارند ؛ 3 . امامت و جانشينى رسول اكرم ، كه هر چند اهمّيّت بسزايى دارد ، ولى چون مستلزم ذكر مقدّمات زيادى است ، در جاى خود از آن بحث خواهيم كرد ؛ 4 . مسألهء توحيد مطلق و رؤيت خدا ، كه از مسائل مهم كلامى است و معتزله و شيعه با اشاعره و اهل سنّت در اين باره روى در روى هم ايستادهاند و نظر به اهمّيّت آن از لحاظ تفسير قرآن مجيد ، در اينجا از آن موضوع بحثى مىكنيم :
توحيد مطلق و رؤيت خداوند ، متكلّمان معتزلى ، تحت تأثير استدلالهاى عقلى و فلسفى ، به توحيد مطلق خداوند معتقد بودند ، و او را از هرچه مايهء تشبيه به مخلوقات و اجسام باشد تجريد مىكردند ؛ و از اين روى ، آيات و رواياتى را كه از آنها گمان تشبيه خداوند به اجسام و مخلوقات برود ، تأويل مىكردند ، و آن را به معنى ظاهرى آن نمىگرفتند . و از همينجاست كه از مسائل مهم كلام در آغاز ، مسألهء رؤيت خداوند در قيامت بوده است . كه اهل حديث و اشاعره به استناد ظاهر آياتى از قبيل
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ »
« 4 » يعنى در روز رستاخيز چهرههايى تر و تازه باشند كه به سوى
هامش
( 1 ) .Dualism .( 2 ) . سيوطى ، الجامع الصغير ، 2 / 147 .
( 3 ) . گلشن راز ، 88 ، دكتر صمد موحّد .
( 4 ) . سورهء قيامت ، 75 / آيهء 22 و 23 .