300 ه . ق . ) مىگويد ( انتصار ، 72 - 71 ) « همهء آنها به درستى نقل نشده است » . بيانى كه بغدادى در كتاب ( الفرق ، 140 - 113 ) از عقايد كلامى وى بدست مىدهد احتمالا از آن ابن الراوندى باشد ؛ و به ظنّ غالب هم ابن راوندى افكار او را نادرست عرضه كرده و ناگفته را به عنوان گفته به او بسته است ( زيرا تذبذب انديشهء ابن راوندى مشهور است :
- ، المنية و الامل ، 89 - 87 ) ؛ و هم بغدادى به سبب دشمنى عقيدتى با وى از انديشههاى او تفسير نادرستى بدست داده است . براى اطّلاع بيشتر در باب مسائل جزئى انديشههاى او به كتابهايى كه در پايان اين شماره ياد شده ، رجوع شود .
امّا براى روشن شدن مطلب ، اصول عمدهء عقايد كلامى او را ياد مىكنيم :
2 . انديشهها .
اصل توحيد :
با طرح اين اصل هدف نظّام ، عمدة دفاع از اصل قرآنى خلقت عالم بر ضدّ دهريّه است كه گردش متناوب عناصر و بنابراين ازليّت عالم مادّى را تعليم مىكردند . با همين قصد است كه وى مذهب ظهور و كمون « 1 » را بسط مىدهد . و اين نظريّهيى است كه يكسره ضدّ دهرى است و پيش از او توسّط استادش ابو الهذيل علّاف پذيرفته شده بوده است . نظريّات او در باب بدن و ارتباطش با روح نتيجهء منطقى اين تعليم است . با اين همه ساختمان اين انديشهها عميقا از مناظرات وى بر ضدّ مانويّت متأثر است . با مطالعهء دقيق عقيده به خلق عالم از لحاظ نظّام ، شخص به آثارى از مذهب ارسطويى بر مىخورد : خلقت يعنى به حركت انداختن . و عالم مخلوق در حال حركت مدام است ( حتى سكون به صورتى از حركت تعريف مىشود . اعراض ، حركاتاند ، و حركات اجسام نيستند و جز اجسام چيزى توسّط حواسّ ادراك نمىشوند ( بغدادى ، اصول الدين ، 50 - 6 ) .
ج : اعراض را اعراض براى آن ناميدهاند كه بر اجسام عارض مىشوند و قيامشان به اجسام است . پس ممكن نيست كه عرضى در مكانى نباشد ، نيز جايز نيست كه عرضى جز در جسمى حادث شود .
د : اعراض با هم متضادّ نيستند ؛ زيرا تضادّ تنها ميان اجسام واقع مىشود ، مانند گرمى و سردى ، شيرينى و تلخى ، و سفيدى و سياهى .
ه : اعراض همه از يك جنساند ، زيرا همهء آنها حركاتاند .
هامش
( 1 ) . ظهور و كمون ، پس از اين بيان خواهد شد .