فصل هشتم متكلّمان بزرگ
در اين فصل ، متكلّمان بزرگ اسلامى را كه در ساختن و پرداختن انديشهها و مذاهب كلامى مسلمانان به نحوى تأثير داشتهاند به ترتيب تاريخى ياد مىكنيم . و در اين راه از متكلّمانى كه تأثير بيشترى داشتهاند و يا اطّلاعات ما دربارهء آنها بيشتر است به تفصيل سخن مىرانيم .
امّا پيش از شروع به مقصود ، خاطر خوانندگان گرامى را به دو نكتهء مهمّ متوجّه مىسازيم :
1 . آثار بيشتر متكلّمان بزرگ سدههاى پيشين اسلامى از ميان رفته ، و انديشهها و شرح ترجمهء آنها را مخالفانشان نوشتهاند ، و از ديرباز گفتهاند و راست گفتهاند كه « دشمن بدانچه دربارهء دشمن خود مىگويد و مىكند ، پروايى بدل راه نمىدهد » « 1 » ، و طبيعى است كه اين عامل بغض و عناد نسبت به مخالفان ، و ارادت و دلسپردگى نسبت به همكيشان تا چه اندازه در بزرگ ساختن و يا كوچك كردن اشخاص و انديشههاى ايشان مهم بوده است . به قول گويندهء معاصر :
گر تو با چشم ارادت نگرى جانِبِ ديو * ديوَت اندر نَظَر افرَشتهوش و حور لقاست
و گر از ديدهء انكار به يُوسُف نگرى * يُوسُف اندر نَظَرت زشت رُخ و نازيباست « 2 »
ابن ابى الحديد ( وفات ، 656 ه . ق . ) از مقاتل الطالبييّن ابو الفرج اصفهانى ( 284 - 356 ه .
ق . ) نقل مىكند كه « شخص از [ قدرت ] عقايد به شگفتى مىافتد كه چگونه در دلها
هامش
( 1 ) . ابن خلّكان ، وفيات ، 1 / 261 : « انّ العدوّ لا يبالى بما يقول و يفعل » .
( 2 ) . بهار ، ملك الشعرا ، ديوان ، 1 / 189 ، چاپ جديد .