چندان سرور و شادى بود كه اگر يكى از صد هزار يك آن در دنيا كسى « 1 » بيابد زهرهاش پاره پاره شود ، و اهل دوزخ چون تنعم و تربيت بهشتيان ببينند غم و محنتشان بزيادت شود ، و اهل بهشت چون آن خوارى و عاجزى اهل دوزخ ببينند راحتشان بزيادت شود .
96 -
الصّدقة تطفىء الخطيئة كما يطفىء الماء النّار
. ( 1 ) صدقه بنشاند گناهان را همچنان كه بنشاند آب آتش را .
97 -
المعتدى في الصّدقة كمانعها .
( 2 ) آنكه از حدّ بشود در صدقه ستدن همچنان بود كه « 2 » كسى را از صدقه دادن باز دارد « 3 » ؛ يعنى هر كه از جانب پيغمبر يا امام صدقهء شتر يا گاو و يا گوسفند ستاند بايد كه خيارتر و فربهتر نستاند ، و ليكن آن كس كه دهد بايد كه لاغرتر و پيرتر ندهد .
98 -
التّائب من الذّنب كمن لا ذنب له .
( 3 ) توبه كار همچون آن كسى بود كه هيچ گناه نكرده باشد ؛ يعنى هر كه از روى اخلاص و دل پاك از گناه باز آيد و توبه كند و شرط توبه بجاى آورد خداى تعالى ويرا بيامرزد روز قيامت ، و با عابدان و زاهدان و معصومان حشر كند ، و گناهان از دل وى ببرد ، و هيچ چيز با روى وى نياورد ، و هر كه گناه كند و توبه نكند هيچ ساعت از گناه خالى نباشد ، و مستحقّ عقاب مىشود ؛ زيرا كه توبه واجبست .
و گناه بر دو قسم است : فعل قبيح كردن است ، و واجب از دست بداشتن ، و مصطفى عليه السّلام گويد كه : چون بنده گناهى كند و توبه نكند سياهيى بر دل او پيدا شود ، اگر توبه كند و آمرزش خواهد ؛ دلش صافى گردد ، و اگر پشيمان نشود گناه بر گناه و سياهى بر سياهى حاصل مىآيد تا دلش جمله سياه گردد و كور چشم و تاريك دل گردد و از اينجاست كه هر كه پشت بر واجبات كند و روى به هوا
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « كسى » نيست .
( 2 ) در نسخهء ديگر : « همچنان كه » .
( 3 ) كذا در هر دو نسخه پس گويا شارح ( ره ) در معنى
« كمانعها »
اشتباه كرده است زيرا معنى آن اينست كه خود زكات ندهد از « منع الزكاة أهلها » نه ديگرى را از زكات دادن باز دارد چنان كه وى ترجمه فرموده است .