آن است كه دست را به حالت قبض بر چانه - ونه زير چانه - بگذارد وافزون بر آن را كه در جهت طولى قرار گرفته است ، بچيند . 1 برخى گفتهاند : ظاهر آن است كه ابتداى قبضه از انتهاى چانه است . 2
هنگام برداشت محصول ، از قبيل گندم وجو ، بنابر قول مشهور ، مستحب است به صورت قبضه ، قبضه ( مشت ، مشت ) به فقراى حاضر داده شود . 3 برخى قائل به وجوب آن شدهاند . 4
چيدن ناخن در حال احرام ، حرام است ، مگر از روى عذر ( - - ) ناخن ) . در صورت عذر ، مانند شكستن بعض ناخن واذيت شدن به سبب آن ، چيدن جايز است ؛ ليكن بايد به مقدار يك قبضه طعام براي هر ناخن كفّاره ( فديه ) دهد . 5
كفّاره انداختن شپش از روى بدن در حال احرام يك قبضه طعام است ( - - ) شپش ) .
قبطيه بَيضاء
قبطيه بَيضاء : نوعي لباس مصرى .
قبطيه بيضاء عبارت است از لباس سفيد نازك كتاني كه در مصر تهيه مىشد . 1 در برخى روايات ، فجر صادق ( فجر ثاني ) كه أول وقت نماز صبح است به قبطيه بيضاء تشبيه شده وآمده است :
« هرگاه سپيده صبح در أفق شرقي ، همچون قبطيه بيضاء نمايان شود ، وقت نماز صبح وامساك از خوردن در ماه رمضان است . 2
- - ) فجر )
قبقاب
قبقاب : نوعي دمپايى ساخته شده از چوب .
از آن به مناسبت در باب طهارت وصلات نام بردهاند .
طهارت : زمين از مطهّرات است كه راه رفتن بر آن موجب پاك شدن ته كفش وپا مىشود . قبقاب نيز در پاك شدن كفِ آن حكم كفش ونعلين را دارد 1 ( - - ) مطهِّرات ) .
هامش
( 1 ) . التحفة السنية / 99 ؛ الحدائق الناضرة 5 / 561
( 2 ) . مستند الشيعة 6 / 157
( 3 ) . الحدائق الناضرة 12 / 12 - 14 ؛ جواهر الكلام 15 / 11 - 12
( 4 ) . الخلاف 2 / 5 - 6
( 5 ) . تذكرة الفقهاء 7 / 355 - 356 ؛ مجمع الفائدة 7 / 36 ؛ جواهر الكلام 18 / 412 .
( 1 ) . كتاب العين والصحاح ( جوهري ) ، واژهء « قبط »
( 2 ) . جواهر الكلام 7 / 96 ؛ وسائل الشيعة 4 / 209 .