قاعدهء مُقتَضى ومانع
قاعدهء مُقتَضى ومانع : از قواعد كاربردى در فقه .
قاعدهء ياد شده قاعدهاى أصولي وعبارت است از حكم به وجود مقتضا با يقين به تحقق مقتضىِ آن وعدم اعتنا به احتمال وجود مانع . از آن در أصول فقه سخن گفتهاند .
مفاد قاعده : يقين وشك ضد يكديگراند ؛ از اين رو ، نسبت به يك چيز ، در يك زمان ؛ در يك شخص بأهم جمع نمىشوند . بر اين أساس ، اجتماع آن دو در يك شخص ، به چند صورت متصور ومعقول است :
1 ) . متعلق يقين وشك دو چيز جدا وبي ارتباط بأهم باشند ، مانند آنكه شخصي به عدالت زيد يقين وبه اجتهاد أو شك داشته باشد . در اين صورت ، متعلق يقين ، عدالت زيد ومتعلق شك ، اجتهاد أو مىباشد . اين صورت مورد بحث نيست .
2 . متعلق آن دو بأهم مرتبط باشد ؛ بدين گونه كه متعلق يقين جزئي از علت تامهء متعلق شك باشد ؛ يعنى متعلق يقين مقتضى متعلق شك ومتعلق شك مقتضاى آن باشد . در اين صورت ، بعد از يقين به تحقق مقتضى ، به جهت احتمال وجود مانع ، در تحقق مقتضاى آن شك حاصل مىشود . اين صورت ، مورد قاعده مقتضى ومانع است .
3 . متعلق يقين وشك به لحاظ ذات ، يكى وبه لحاظ زمان ، متعدد باشد . در اين صورت ، يا زمان متعلق يقين مقدّم وزمان متعلق شك مؤخّر است ؛ يعنى يك چيز همچون عدالت زيد پيدايى اش يقيني وبقايش مشكوك است ويا زمان متعلق شك مقدّم وزمان متعلق يقين مؤخّر است . أولى استصحاب ( - - ) استصحاب ) ودومى استصحاب قهقرايى يا قهقرى ( - - ) استصحاب قهقرى ) ناميده مىشود .
4 . متعلق يقين وشك به لحاظ ذات ، يكى ليكن از حيث زمان شخص مُتَيَقّن وشاك ، مختلف است ، مانند يقين شخص به عدالت زيد در روز پنج شنبه وشك در روز جمعه ، در عدالت زيد در روز پنج شنبه . اين صورت مورد قاعدهء يقين ( - - ) قاعده يقين ) است . 1