فرصت همچون گذر ابرها مىگذرد ، پس فرصتهاى نيكو را دريابيد . و نيز آن حضرت فرمود : از دست دادن فرصت ، غصه و اندوه است . 1
فرض
- - ) فريضه
فرض بر
فرض بر : خويشاوند نسبى داراى سهمى معيّن از ارث كه در قرآن بدان تصريح شده است ( - - ) ارث ) ، مقابل قرابت بر ( - - ) قرابت بر ) .
فرط
فَرَط : پيش رونده .
فرط بر كسى اطلاق مىشود كه پيش از گروه مىرود تا نيازمنديهاى آنان را فراهم سازد . 1 عنوان ياد شده به مناسبت در باب صلات آمده است .
در نماز ميّت كودك ، مستحب است پس از تكبير چهارم اين گونه گفته شود :
« اللّهُمَ اجْعَلْهُ لِأبَوَيْهِ وَلَنا سَلَفاً وفَرَطاً وأجرَاً ؛ خدايا اين كودك را براى پدر و مادرش و براى ما پيش فرستاده و اجر قرارده » .
اين دعا براى پدر و مادر كودك در فرض مؤمن بودن آن دو است ؛ چنانچه يكى از آن دو مؤمن باشد براى او دعا مىشود . 2
فرع
فرع : مقابل اصل .
در لغت ، فرعِ هر چيزى بالاى آن چيز است كه از آن متفرع مىشود . 1 بنابر اين ، فرع هر چيزى بر حسب همان چيز است . به همين دليل ، در كلمات فقها ، فرع اطلاقات متعدد دارد . فرع در قياس عبارت است از « مَقيس » كه در برابر اصل ؛ يعنى « مقيس عليه » به كار مىرود ( - - ) قياس ) . فرع فقهى عبارت است از مسألهاى فقهى كه از امرى كلى و فراگير [ اصل و قاعده ] به دست مىآيد . فرع در شهادت عبارت است از شهادت بر شهادت و در مقابل آن ، شهادت اصل قرار دارد ( - - ) شهادت فرع )
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة 16 / 83 - 85 .
( 1 ) . الحدائق الناضرة 10 / 447 *
( 2 ) . جواهر الكلام 12 / 96 - 97 .