بسيارى از بزرگان صحيفه را « اخت القرآن » و نهج البلاغه را « اخ القرآن » توصيف كردهاند . 4
فقها در اجازههاى خود براى نقل حديث از صحيفهء سجاديه به عنوان يكى از متون معتبر روايى ياد كرده 5 و در كتب فقهى در بعضى مباحث همچون نماز جمعه به آن استناد نمودهاند ؛ 6 چنان كه به خواندن دعاهاى آن توصيه كردهاند . 7
صخّابه
صَخّابَه : زن فريادكش و پر سروصدا .
صَخْب در لغت به معناى فرياد زدن و سر و صدا كردن آمده است و صخّابه بر زنى اطلاق مىشود كه بسيار فرياد مىكشد و سر و صدا به راه مىاندازد . 1 برخى لغويان صخّابه را به سليطه ؛ زن بد زبان و سلطه جو معنا كردهاند 2 ( - - ) سليطه ) . از عنوان ياد شده در باب نكاح نام بردهاند .
از جمله زنانى كه ازدواج با آنان كراهت دارد ، صخّابه است . 3
صخره
صخره : سنگى مقدس در بيت المقدس / سنگ بزرگ و سخت ( - - ) سنگ ) .
بر اساس نقلى ، در زمان حضرت داوود على نبيّنا و آله و عليه السّلام طاعونى شديد شيوع يافت . حضرت مردم را براى دعا به مكان فعلى بيت المقدس برد ؛ زيرا مىديد فرشتگان از اين مكان به آسمان عروج مىكنند .
آنگاه حضرتش در محل فعلى صخره ايستاد و براى رفع طاعون دعا كرد .
خداوند دعاى او را مستجاب كرد و طاعون بر طرف شد . از آن پس اين مكان به عنوان مسجد برگزيده شد . 1
هامش
( 1 ) . صحيفهء سجادية / 12 - 22 *
( 2 ) . مصابيح الظلام 1 / 338 و 390 ؛ جواهرالكلام 11 / 158 *
( 3 ) . رياض السالكين 1 / 44 *
( 4 ) . خاتمة مستدرك الوسائل 3 / 204 *
( 5 ) . بحار الانوار 110 / 50 ، 79 و 92 *
( 6 ) . رياض المسائل 4 / 33 ؛ جواهر الكلام 11 / 158 ؛ التنقيح ( الصلاة ) 1 / 52 *
( 7 ) . مهذب الاحكام 5 / 122 ؛ غنائم الايام 5 / 294 ؛ مناسك حج ( مراجع ) / 377 ؛ كلمة التقوى 3 / 412 .
( 1 ) . الوافى 21 / 68 ؛ الحدائق الناضرة 23 / 24 ؛ مجمع البحرين ، واژهء « صخب » *
( 2 ) . معجم مقاييس اللغة و تاج العروس ، واژهء « سلط » *
( 3 ) . نزهة الناظر / 99 ؛ وسائل الشيعة 20 / 28 ؛ الحدائق الناضرة 23 / 24 .