علس
عَلَس : دانهاى خوراكى .
ديدگاه لغويان در معناى علس متفاوت است ؛ نوعى گندم كه دو دانه در يك غلاف دارد و غذاى اهالى صنعا ( منطقهاى در يمن ) است ؛ نوعى گندم مرغوب كه به سختى از پوست جدا مىشود ؛ عدس و دانهاى سياه كه گاهِ خشكسالى مصرف دارد . 1 از آن به مناسبت در باب زكات و تجارت سخن گفتهاند .
گندم و جو از غلاتى است كه به آنها زكات تعلق مىگيرد . بنابر تعريف علس به غير گندم ، بهطور قطع زكات در آن واجب نمىشود ؛ ليكن برخى آن را نوعى گندم دانسته و در نتيجه قائل به وجوب زكات در آن شدهاند . 2 در مقابل ، برخى آن را جنسى مغاير جنس گندم دانسته و قائل به عدم وجوب زكات در آن شدهاند . 3 اين قول به مشهور نسبت داده شده است . بنابر اين قول ، زكات در آن مستحب است . 4
شرط تحقق ربا در معاملات ، هم جنس بودن كالا و بهاى آن است .
بنابر اينكه علس نوعى گندم باشد ، حكم ربا در معامله گندم با علس نيز جريان مىيابد 5 ( - - ) ربا ) .
علف
علف : خوراك بعضى چارپايان ، مانند اسب ، الاغ ، گاو و گوسفند .
از آن در بابهاى طهارت ، صلات ، زكات ، انفال ، حج ، وديعه ، اجاره ، نكاح ، اطعمه و اشربه و لقطه سخن گفتهاند .
طهارت : چنانچه بره و بزغاله قبل از علف خوار شدن بميرند ، پنيرمايهء درون شكم آنها حلال و پاك است و تنها ظاهر آن بايد آب كشيده شود . 1
صلات : بر باديه نشينانى كه براى تأمين آب و علف چارپايان خويش پيوسته در حال جابه جايىاند ، حكم مسافر بار نمىشود ؛ از اين رو ، نمازشان تمام و روزهشان صحيح است 2 ( - - ) سفر ) .
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، مجمع البحرين و لغت نامهء دهخدا ، واژهء « علس » *
( 2 ) . المبسوط 1 / 217 ؛ كتاب السرائر 1 / 428 ؛ البيان / 283 *
( 3 ) . مختلف الشيعة 3 / 187 ؛ مدارك الاحكام 5 / 130 - 131 *
( 4 ) . جواهر الكلام 15 / 205 *
( 5 ) . 23 / 347 .