عنوان ياد شده به تبع روايات در كلمات فقها به كار رفته است و مراد از آن حاكمى است كه حكومتش مشروع باشد . 1 از آن در باب صلات سخن گفتهاند .
حاكم براى امامت جماعت در مكان حكمرانىاش ، با داشتن شرايط امامت ، بر ديگران ، جز معصوم عليه السلام ، مقدم است 2 و به تصريح برخى ، امامت ديگران با حضور او ، كراهت دارد . 3
آيا عنوان « صاحب سلطان » كسى را كه در جايى داراى رياست دينى و مجرى احكام شرعى است نيز شامل مىشود يا نه ؟ برخى ، شمول آن را نسبت به چنين كسى بعيد ندانستهاند . 4
( - - ) سلطه ) ( - - ) سلطان )
صاحب شير
صاحب شير : مردى كه شير زن شيرده ، حاصل نزديكى او با آن زن است . 1
از آن در باب نكاح سخن گفتهاند .
شير خوردن كودك از زنى غير از مادرش سبب حصول محرميت ميان كودك و فرزندان آن زن و نيز ميان او و زنى كه شير داده و خويشان و شوهر آن زن مىشود ؛ ليكن حصول محرميت به سبب شير خوردن ، مشروط به شرايطى است ( - - ) رضاع ) . يكى از شرايط آن است كه صاحب شير يكى باشد . بنابر اين ، چنانچه كودك مقدار شير لازم در حصول محرميت را از پستان دو زن با دو صاحب شير متفاوت بخورد ، محرميت پيدا نمىشود ؛ 2 چنان كه اگر دو كودك از يك زن با دو صاحب شير متفاوت ، شير بخورند ، آن دو باهم محرم نمىشوند ؛ هرچند محرميت ميان كودك و زن شيرده و صاحب شير ايجاد مىگردد . 3
صاحب عادت
صاحب عادت [ ذات العاده ] : زنى كه دو بار يكسان خون ببيند ( - - ) حيض ) .
هامش
( 1 ) . الحدائق الناضرة 11 / 197 *
( 2 ) . جواهر الكلام 13 / 348 - 349 *
( 3 ) . وسائل الشيعة 8 / 351 *
( 4 ) . مستند الشيعة 8 / 50 .
( 1 ) . تذكرة الفقهاء ( ق ) / 615 ؛ كشف اللثام 7 / 142 *
( 2 ) . جواهر الكلام 29 / 301 *
( 3 ) . 302 - 303 .