نوع ديگر ، طبلهايى است در اندازههاى متفاوت و معمولًا بزرگ كه با دو چوب كلفت و نازك بر آن مىكوبند .
در فارسى به آن ، دُهُل نيز گويند و در گذشته معمولًا براى اعلام خبرهاى مهم و يا در جنگها كاربرد داشته است . 1 از آن در باب تجارت و وصيّت نام بردهاند .
طبلى كه مناسب مجالس لهو و لعب است و بهطور معمول كاربرد لهوى دارد ، از آلات لهو به شمار مىرود كه نواختن ، خريد و فروش و هرگونه تصرف در آنها حرام است 2 ( - - ) آلات لهو ) .
نواختن بر طبل غير لهوى ، همچون طبل جنگ و نيز خريد و فروش و ساير تصرفات در آن ، جايز است ؛ چنان كه وصيّت به آن و نيز طبلى كه از آن ، هم استفاده حلال مىشود و هم استفاده حرام صحيح است .
چنانچه وصيّت كننده طبلهاى مختلف لهوى و غير لهوى داشته باشد و به يكى از آنها وصيّت كند ، وصيّت به طبل حلال ( غير لهوى ) منصرف مىشود . 3
طبيب
- - ) پزشك
طبيعت ثالثه
طبيعت ثالثه : جنسيتى سوم ، غير از مذكر و مؤنث .
خنثى در واقع يا مرد است و يا زن ؛ هرچند احتمال اينكه جنسيت سومى داشته باشد ، مطرح شده است 1 ( - - ) خنثى ) .
طبيعى
طبيعى : آنچه بر حسب آفرينش ، اكثريت بر آن است .
طبيعى عبارت است از ويژگيها و هيئتى كه بيشترينِ هر نوع از انواع خلق بدان گونه آفريده شدهاند ، مانند داشتن دو چشم ، دو گوش ، بينايى و شنوايى در انسان و حيوان .
هامش
( 1 ) . لغت نامهء دهخدا ؛ لسان العرب ؛ واژهء « طبل » ؛ تذكرة الفقهاء ( ق ) 2 / 483 *
( 2 ) . المختصرالنافع / 116 ؛ رياض المسائل 8 / 49 ؛ صراط النجاط 1 / 376 و 2 / 290 و 443 ؛ توضيح المسائل مراجع 2 / 813 *
( 3 ) . المبسوط 4 / 19 - 20 ؛ تذكرة الفقهاء ( ق ) 2 / 483 ؛ الروضة البهية 5 / 38 ؛ مفتاح الكرامة 19 / 753 و 804 .
( 1 ) . العناوين 1 / 38 ؛ حاشية المكاسب ( يزدى ) 1 / 16 ؛ مصباح الفقاهة 1 / 211 .