مانند تنافى تلاوت قرآن با اداى شهادت ، امر به شىء اقتضاى نهى از ضد خاص را ندارد . 6
برخى تفصيل ديگرى داده و گفتهاند :
در دو ضدّى كه ضد سومى ندارد ، مانند اجتماع و اقتران و حركت و سكون ، امر به شىء اقتضاى نهى از ضد خاص را دارد ؛ ليكن در غير اين صورت ، مانند ازالهء نجاست كه ضدّ آن ، نماز خواندن ، خوابيدن و مانند آن است ، امر به شىء مقتضى نهى از ضدّ خاص نيست . 7
اين ديدگاه كه امر به چيزى اقتضاى نهى از ضد خاص را ندارد ، به اكثر اصوليان نسبت داده شده است . 8
ثمرهء اختلاف : ضدّ يا توصّلى است ؛ يعنى در انجام دادن آن قصد قربت شرط نيست ، مانند ازالهء نجاست از مسجد و يا عبادى كه قصد قربت در آن شرط است ، مانند نماز . به قول مشهور ميان فقها ، ثمرهء اختلاف دو ديدگاه در ضدّ عبادى ظاهر مىشود . در جايى كه ضدّ توصّلى است ، چنانچه مكلّف مأمور به را رها كند و ضد را انجام دهد ، مانند آنكه در تنگى وقت ، نماز را رها و مسجد را تطهير كند ، هرچند گناه كرده است ؛ ليكن عملش صحيح است و مسجد پاك مىشود ؛ اما آنجا كه ضدّ عبادى است ، چنانچه مأمور به ازالهء نجاست از مسجد باشد ؛ ليكن رها گردد و نماز خوانده شود ، بنابر ديدگاه كسانى كه امر به شىء را مقتضى نهى از ضد خاصش نمىدانند ، نماز چنين فردى صحيح است ؛ اما بنابر ديدگاه كسانى كه معتقداند امر به شىء مقتضى نهى از ضد خاص آن است ، با انضمام اين مسئله كه نهى در عبادات موجب فساد است ، چنين عبادتى محكوم به بطلان خواهد بود . 9 البته بعضى مطلقا قائل به بطلان عبادتاند ؛ هرچند امر به شىء نهى از ضدّ خاص نكند . 10 در مقابل ، بعضى ديگر ، مطلقا حكم به صحّت عبادت كردهاند ؛ هرچند امر به شىء نهى از ضد خاص كند . 11
هامش
( 1 ) . اصول الفقه 1 / 263 - 264 ؛ محاضرات فى اصول الفقه ( مسلسل 44 ) 2 / 289 *
( 2 ) . اصول الفقه 1 / 264 *
( 3 ) . الوافية فى اصول الفقه / 222 ؛ فوائد الاصول 1 / 302 ؛ اصول الفقه 1 / 265 *
( 4 ) . اصول الفقه 1 / 265 *
( 5 ) . 267 - 270 *
( 6 ) . بدائع الافكار / 388 *
( 7 ) . فوائد الاصول 1 / 304 - 305 *