كار هر بافنده و حلاج نيست
: 181 .
كان لله بودهاى در ما مضى
.
تا كه كان الله ) له آمد چرا
: 109 .
كه سراسر جهان و هرچه در اوست
: 265 .
كه يكى هست و هيچ نيست جز او
: 311 .
گر حفظ مراتب نكنى زنديقى
: 277 .
* * *
ليس فى الدار غيره ديار
: 78 .
* * *
ما همه شيران ولى شير علم
: 264 .
مايهء عيش آدمى شكم است
: 373 .
مر او را رسد كبريا و منى
: 80 .
من نيم جنس شهنشه دور از او * ليك دارم از تجلى نور از او
: 116 .
ميان عاشق و معشوق رمزى است
: 311 .
* * *
هذا الذى جعل الاوهام حايره
: 64 .
هر چه از نعمت جلال آيد و از وصف جمال
: 312 .
هر شيشه كه سرخ بود يا زرد و كبود
: 430 .
هر لحظه به شكلى بت عيار درآمد
: 310 .
* * *
و فى كل شىء آية * تدل على آية واحد
: 104 .
* * *