پرش به محتوای اصلی

بدايع الحكم (فارسى) — صفحه 104

پدیدآورندگان:

ص۱۰۴
غيرمتناهى بود . پس منكشف گرديد كه در علم حصولى ارتسامى ، ملاحظهء عنوانات حاكيه از ذات مبدأ اعلى ، مثل عنوان واجب الوجود بالذات و للذات از آن جهت كه عنوان و حاكيند ، ملاحظهء معنون و محكى عنه بود ، در مرتبهء ملاحظهء عنوان و

اشاره به اينكه ظاهر شود معنون و محكى عنه در مرتبهء عنوان و حكايت مگر به اندازهء عنوان و حكايت

حكايت ، نه در مرتبه و مقام معنون و محكى عنه ، و در علم حضورى اشراقى ، ملاحظهء اثر و فعل و ظهور و جلوه به آن جهت كه اثر و فعل و ظهور و جلوه بود ، به عينها مشاهدهء مؤثر و فاعل و حقيقت ظاهره و ذات متجليه باشد ، لكن در مرتبهء اثر و درجهء فعل و مقام ظهور و اندازهء جلوه و نمايش ، نه به مرتبهء مؤثر و درجهء فاعل و مقام حقيقت ظاهره ، و قدر و اندازهء ذات متجليه . تأمل نما و متفطن باشد كه به حسب تأديه عبارات سهل مىنمايد ، لكن به حسب معنى دركش بسيار مشكل و غامض بود . ( 111 ) و لنعم ما قيل :
چشم دل باز كن كه جان بينى * ملك جاويد و جاودان بينى « 1 » آنچه نشنيدنى است آن شنوى * و انچه ناديدنى است آن بينى دل هر ذره‌اى كه بشكافى * آفتا بيش در ميان بينى
پاورقی
( 1 ) - هاتف اصفهانى