اوج قبول و اقبال پيوسته ، و در نظر دنياداران داناتر و شايستهتر است . چرا چنين نباشد ؟ در حالى كه پيشوايان ايشان گروهى هستند به دور از فضل و درستى كه شانههايشان از لباس عقل و راستى خالى ، و سينههايشان از زينت آداب و علم تهى است . جهات خير و نيكى در چهرهشان ناپيداست . » « 1 »
صدر المتألهين در ديوان اشعارش در شكوائيهاى سوزناك ظلمى كه بر فضيلت رفته است ، به نظم كشيده است :
« صحبت عرفان كجا و ديو و دد * خست ابناى جنسم مىكشد
دفتر فرزانگى را گاو خورد * خانهء عقل و خرد را آب برد
بس ستمها كز خسان بر وى رسيد * بس جفاها كز كسان ديد و شنيد
در جهان از هر خسى خارى كشيد * از نگونساران چها ديد و شنيد
بس جواهر كز سخن بر باد رفت * بس سخن كز خامشى از ياد رفت
دردها دارم عيان كو مرهمى * رازها دارم نهان كو محرمى ؟
مرهم اين سينهء مجروح كو * محرم راز دل اين روح كو ؟
گر خريدارى بدى در خورد جان * مىگشودم من متاع اين جهان
همدمى گر مىشنيدى راز من * مىشكفتم همچو گل اندر چمن
داد از اين كاسد قماشيها بسى * داد از اين حق ناشناسيها بسى
بر حكيمان ابلهان محنتفزا * بر سليمان ديو و دد فرمانروا » « 2 »
اميد كه ارباب فضل كاستىهاى مجلد سوّم اين مجموعه را كه برخى ناشى از موقعيت ويژهاى است كه بر من تحميل شده است بر اين قلم ببخشايند و با ارائه انتقادات و پيشنهادات خود در احياى ميراث سلف صالح سهيم شوند .
احياى آثار آقا على مدرس طهرانى نزديك به چهار سال از عمر مرا به خود مصروف داشت . تحليل انتقادى آراء ابتكارى حكيم مؤسس كتابى مستقل در معرفى تفصيلى
هامش
( 1 ) . ترجمهء صفحات 5 و 6 جلد اول اسفار صدر المتألهين .
( 2 ) . مجموعه اشعار ملاصدرا ، صفحات 23 ، 92 ، 94 و 97 .