تحقيق است و در غوامض مسائل در كمال دقت است . « 1 » در بيست سالگى از ضبط علوم فارغ گرديد ، و با علامهء دوانى داعيهء مناظره داشت ، مدتى منصب صدارت داشت ، « 2 » و آخر با شيخ على بن عبد العالى روّح روحه در مجلس شاه مباحثه فرمود ، و از آنجا كه شاه حمايت شيخ را فرمود ، آن جناب رنجيده شد ، و از منصب صدارت استعفا نمود ، و از اصفهان به دار العلم شيراز رفت . « 3 »
و تصانيف آن جناب بسيار است ، از آن جمله :
[ 1 ] رساله در رد اقاويل حجة الاسلام غزالى نوشته است . « 4 »
[ 2 ] و دو رساله در محاكمه ميان والد خود و جلال الدين دوانى نوشته است . « 5 »
هامش
( 1 ) . صدر المتألهين در اسفار از وى اين گونه ياد مىكند : « سرّ ابيه المقدس المنصور المؤيد من عالم ملكوت السماء غياث اعاظم السادات و العلماء . ( الاسفار ، ج 6 ص 86 ) .
( 2 ) . مراد از صدارت تصدى مقام صدر الشريعة بالاترين منصب مذهبى عصر صفوى است . غياث الدين منصور در اواخر سلطنت شاه اسماعيل صفوى به پيشنهاد وزيرش ميرزا شاه حسين ، مقام صدارت را پذيرفت . پس از مرگ شاه اسماعيل در 930 در زمان سلطنت شاه طهماسب مقام صدارت مشتركا به غياث الدين منصور و مير جمال الدين صدر استرآبادى ( شارح تهذيب الاصول علامه ) واگذار شد . بدنبال اختلاف نظر آن دو و مراجعت غياث الدين منصور به شيراز دوباره در سال 936 تا 938 وى به تنهايى سمت صدر الشريعه را در عصر شاه طهماسب به عهده داشت .
( 3 ) . به دنبال دعوت شاه طهماسب از فقهاى جبل عامل ، محقق كركى ( شيخ على بن عبد العالى ، متوفى 940 ) به ايران آمد و بلندپايهترين مقام مذهبى آن روز ايران شد . پس از مدتى جمعى از علما به عنوان فساد مذهب مورد تعقيب قرار گرفتند .
بر اثر سعايت مفسدان جناب غياث الدين منصور نيز مورد اتهام فساد مذهب واقع شد . اختلاف بين اين دو عالم در مسألهء قبله به اوج خود رسيد . محقق كركى مدعى شد كه قبلهء مساجد ايران نادرست تعيين شده و مىبايد از جنوب غربى به جنوب تصحيح شود . غياث الدين منصور كه مذهب صدارت دينى را بر عهده داشت در حضور شاه پاسخ داد : « تغيير مساجد بر وجه صحت بىرسم دائرهء هندسى و دانستن بعضى از مسائل هيأت و هندسه صورت بندد و شيخ را بر آن اطلاعى نيست . » در اين اختلاف شاه جانب محقق كركى را گرفت لذا غياث الدين منصور در سال 938 در سن 72 سالگى از مقام صدارت استعفا داد و با آزردگى به شيراز بازگشت و تا آخر عمر از سياست دورى گزيد . رجوع كنيد به فارسنامه ناصرى وقايع سال 938 ، مجالس المؤمنين و روضات الجنات .
( 4 ) . « حجة الكلام لايضاح محجة الاسلام » اثرى مبسوط در علم كلام است ، جزء نهم آن به بحث معاد جسمانى اختصاص دارد و پس از اثبات معاد جسمانى به استناد قرآن كريم به شيوهء مشايى و اشراقى به اتهامات حجة الاسلام غزالى پاسخ گفته و نسبتى كه غزالى در تهافت الفلاسفه به حكما داده دائر بر اينكه ايشان معاد را منحصر در معاد روحانى مىدانند پاسخ گفته است ، اين رساله در چندين مقاله تنظيم شده است . رجوع كنيد به مجالس المؤمنين ج 2 ص 238 ، روضات الجنات ج 7 ص 179 و الذريعه ج 6 ص 262 .
( 5 ) . استاد البشر امير غياث الدين منصور سه محاكمه بين آراء پدرش امير صدر الدين محمد و محقق دوانى نوشته است ، -