دهرى ، طبيعى و يهودى پالايش نمايد و بنايى رفيع را براساس حكمت متعاليه بنياد نهد . اگر بتوان هر فصل رساله را در يكى دو جمله خلاصه كرد ، چكيدهء رساله را مىتوان به شكل زير در سيزده گزاره گزارش نمود :
1 - عدم - از آن حيث كه عدم است - نه حكمى بر آن بار مىشود ، نه خبرى از آن داده مىشود .
2 - ماهيت از حيث ماهويش ، جز خودش نيست و همهء آنچه خارج از ذات اوست از جمله وجود و عدم از او سلب مىشود ، نه ماهيت بالذات مجعول است و نه اتصاف ماهيت به وجود . جعل تنها به وجود تعلق مىگيرد و ماهيت بالتبع و بالعرض مجعول مىشود .
3 - وجود - كه بذاته موجود است - كثرتش به وحدتش بازمىگردد . چرا كه وجود امرى بسيط است . اين دو امر با هم پذيرفته نمىشوند ، مگر اينكه وجود را حقيقتى تشكيكى بدانيم . جاعل - فى حد ذاته - تماميّت و حد تام مجعول است و مجعول حدّ ناقص جاعل مىباشد .
4 - ماهيت - به علت فقدان تقرّر ذاتى - براى وقوع . فاقد اولويت ذاتيه ( كافيه و غير كافيه ) است ، بدون مرجّح خارجى ، ماهيت ثبوت و تقرّر نمىيابد .
5 - ماهيت تنها در صورتى موجود مىشود ، كه از جانب مرجح خارجى ، « واجب » شود ( الشىء ما لم يجب لم يوجد ) و تنها در صورتى معدوم مىشود كه از جانب مرجّح خارجى ، ممتنع شود . مراد ، وجوب و امتناع سابق است .
6 - وجوب از عوارض وجود است ، نه ماهيت و نه عدم ؛ عوارض وجود ذاتا عين وجودند و مفهوما غير وجود .
7 - سريان و عدم سريان عارض ، تابع سريان و عدم سريان معروض است . به اين معنى كه اگر يكى از عوارض ، براى وجود على الاطلاق اثبات شد ، چنين عوارضى متعلق به همهء وجودات است ، و اگر عوارضى براى وجود صرف اثبات شد ، از وجود صرف به وجودهاى ديگر تجاوز نخواهد كرد ، چرا كه عوارض وجود دو گونهاند : گونهاى منافى وجوب وجود از قبيل حدوث و كثرت و مجعوليت ؛ و گونهاى سازگار با وجوب وجود از قبيل علم و قدرت و حيات و قدم ذاتى .
مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى) — صفحة 19
مساهمون: آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)
ص١٩