پيمبر عشق و دين عشق و خدا عشق * ز فوق العرش تا تحت الثرى عشق
/ 392
تقدير بيك ناقه نشانيد دو محمل * سلمى حدوث تو و ليلىّ قدم را
/ 402
چو ممكن گرد امكان بر فشاند * بجز واجب دگر چيزى نماند
/ 491
در هرچه نظر كردم سيماى تو مىبينم
/ 335
دل هر ذره بشكافى * آفتابيش در ميان بينى
/ 416
سالها بايد به راه فيض ديد * تا بزرگى آنچنان آيد پديد
/ 53
سر خيل تويى جمله خيلند * مقصود تويى همه طفيلند
/ 483
سلسلهها ، حلقهها كاش به حلقم زنند * سلسله گر زلف يار ، حلقه اگر موى دوست
/ 8
شد ز يك نقطه عيان از دهنت سرّ وجود * نيستى بين كه بيان نكته هستى كندا
/ 66
ما همه اجزاى آدم بودهايم * در بهشت آن لحنها بشنودهايم
/ 487
من هزاران بار ببريدم اميد * از كه از شمس اين ز من باور كنيد
/ 706
نرگس مست تو باده پرستى كندا * هرچه هستى همه چون چشم تو مستى كندا
/ 66
هرچه گويم عشق از آن برتر بود * عشق مير المؤمنين حيدر بود
/ 362
هر شيشه كه زرد بود يا سرخ يا كبود * خورشيد در او به آنچه او بود نمود
/ 162
هم كرامت در حسب هم پادشاهى در نسب * جامع علم و ادب مجموعهء مجد و وقار
/ 46