آيا مىتوانيد علت اصلى را پيدا كنيد كه انسان در كدام شرائط دست به اينكارها مىزند و هيچ نوع احساس ناراحتى هم نمىكند ؟
قطعاً عقيده و نظر شما اينست :
1 . نداشتن ايمان و باور نكردن به خدا و روز جزا عامل اين گونه كارها مىگردد چون رحم و عطوفت و گذشت و مهربانى و انصاف و . . . در شعاع ايمان شكل مىگيرد كسى و يا كسانى كه از دوران جاهليت به عقيده باطل خويش پايبند هستند قطعاً بوئى از ايمان نبرده و بلكه تغيير شكل دادهاند چنانچه حضرت فاطمه ( س ) در خطبه اش فرموده :
. . . ظَهَر فيكُم حَسِيكَةٌ النِّفاقِ و سَهِلَ جِلبابِ الدّين
، وقتى كه پيامبر ( ص ) از دنيا رفت آثار نفاق و كينه و عداوت شما آشكار گرديد و پوشش دينتان يكباره پوسيده و فرو ريخت .
2 . چون سد آهنين جاهليت بدست تواناى اميرالمومنين ( ع ) ( يدالله ) شكسته شد و تنها ايشان بود كه در جنگها از دين خدا و پيامبرش به خوبى دفاع كرد و دشمن را با تمام تجهيزاتشان زمين گير و شكست خورده ساخت و روى اين علت شكستن حريم خدا انتقام گيرى دشمن است چون كه آنها در همان عقيده جاهلى باقيمانده و از دست حضرت پيامبر و اميرالمومنين ( ع ) ناراحت بودند و لذا در انديشه انتقام گيرى و ظهور فرصت نشسته بودند كه با رحلت آن حضرت همگى وارد سقيفه شدند و زمان حمله و چگونگى آن را تعيين كردند .
و اين تحليل حضرت فاطمه ( س ) مىباشد كه فرمود :
. . . تَتَرَبَّصوُنِ بِنا الدَّوائِر و تَتَوَكَّفوُنَ الاخْبار
، شما بر عليه اهلبيت ما ، كمين كرده و منتظر فرصت بوديد كه دور زمان با ما چه مىكند .