ميفرستند .
بنابراين معاويه با مطالعه دقيق در مورد عمده آرزويش يعنى نابودى اسلام اين كار را انجام داد چون كسى را حاكم اسلام و امير مؤمنين قرار ميدهد كه تمام اوامر و نواهى الهى را زير پا گذاشته و در آلودگى كفر و شرك دست و پا مىزند و براى از بين بردن دين اسلام شيوهاى بهتر و اثرگذارتر از اين وجود ندارد كه حاكم اسلام وامير مؤمنان با شراب و قمار و زنا و فحشاء ، جلسات فسق و فجور ، ظلم و طغيان ، جنايت و فساد ، كشتن انسانهاى مؤمن و باتقوا و . . . زندگى كند و از دستورات قرآن و سنت پيامبر اسلام ( ص ) پيروى ننمايد و بمردم هم القا كنند كه اطاعت از قرآن و سنت پيامبر ( ص ) و حتى اطاعت از خداوند هم با اذن حاكم بايد باشد چون حاكم اسلامى اولويت دارد چنانچه حَجّاج گفت من در ميان اطاعت قرآن و عبدالملك ، اطاعت از وى را بر مىگزينم و با قرآن خداحافظى مىكنم . پس انتخاب يزيد خيلى برنامه ريزى شده و براى تحقق آرزوهاى بنى اميه خصوصا معاويه گزينه مناسبى بود چون بعد از چهل سال از رحلت پيامبر اسلام ( ص ) معاويه و يزيد مانند بت ستايش ميشدند . بنابراين عاشورا روز شكسته شدن بتهاى بنى اميه بدست فرزند پيامبر اسلام يعنى امام حسين ( ع ) است كه توانست تمام آرزوها و توطئههاى چندين سال آنها را در هم بكوبد خفقانى كه حكومت معاويه و يزيد در تمام شهرها ايجاد كرده بودند كه حتى شخصيتهاى معروف جامعه از حرفهاى سياسى و نقل جنايات بنى اميه و . . . ناتوان بودند ولى امام حسين ( ع ) پرچم دين اسلام را بر دوش گرفت و با قدرت تمام وارد ميدان نبرد شد و اين خيلى جاى دقت است افراد سرشناس حتى در مدينه قدرت حرف زدن ندارد ليكن فرزند پيامبر ( ص )
شرح نوين زيارت عاشورا همراه با پيام ها و رازها (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: حميد فتاحى
ص١٧٧