آرام نخواهم نشست . « 1 »
اين داستان را بايد خوب فهميد و بعد درباره معاويه داورى كرد آيا او ميتواند بعنوان يكفرد مسلمان مطرح شود جائى كه به اساس اسلام يعنى وجود پيامبر اسلام اين چنين عداوتى دارد و اگر آروزيش تحقق پيدا مىكرد و از دين اسلام و قرآن و خدا باورى چه چيز باقى مىماند ؟
جريان مسلمان شدن معاويه را خوب مطالعه كنيد او در مدت حيات پيامبر اسلام مشرك بود و ايمان نياورده بود و پنج ماه قبل از رحلت آنحضرت با وساطت عباس عموى پيامبر مورد عفو واقع شد كه در واقع به خدا و پيامبر ( ص ) ايمان نياورده بود بلكه بخاطر حفظ جانش و يا رسيدن به توطئه هايش ادعاى ايمان نموده بود « 2 » .
عبدالله بن عمر مىگويد خدمت پيامبر ( ص ) بوديم فرمود حالا كسى وارد جلسه شما مىشود نامسلمان از دنيا ميرود دراين لحظه معاويه وارد شد « 3 » .
روزى پيامبر اسلام مشغول خواندن سخنرانى بود در اين لحظه معاويه برخاست و دست پسرش يزيد را گرفت و از مسجد خارج شدند پيامبر اسلام با مشاهده اين صحنه فرمودند
لعن الله القائد و المقود
خداوند آن كسى را كه برخاست و آنكه را از دستش گرفت هر دو تا را لعنت كند و در بعضى از احاديث اين جريان را دربارهء ابوسفيان و پسرش معاويه نقل كردهاند كه پيامبر ( ص ) آنها را لعنت كرد « 4 » .
هامش
( 1 ) - مروج الذهب 4 / 49 .
( 2 ) - شرح ابوالحديد 2 / 102 و 203 ، تهذيب التهذيب 5 / 110 و ميزان الاعتدال 3 / 395
( 3 ) - تاريخ طبرى ، 11 / 357 - صفين نصر بن فراحم / 247
( 4 ) - زمخشرى در ربيع الابرار