عاشورا با دشمنان خدا جنگيد و اسلام را از دست آنها آزاد كرد و پرونده سياه كفر وشرك و نفاق دشمنان را بر همگان آشكار ساخت و اين موضوع يكى از بزرگترين برنامههاى اصلاحى آنحضرت بود كه دين اسلام را از آلت و ابزار شدن در دست شياطين و طاغوتيان بنى اميه نجات داد و با خون مقدسش آن را آبيارى كرد تا از پژمردگى دوران حاكمان ظالم و ستمگر و بلكه كافران و مشركانى كه لباس اسلام بر تن كرده و عقايد جاهليت خود را زير پرچم دين الهى توسعه مىدادند نجات يافته و سرسبز شود و جامعه را زير سايه خود در آرامش اداره كند .
حالا شما خوب فكر كنيد و بسوالات زير پاسخ دهيد :
1 - چرا بايد پزشك بسيار متخصصى كه به سلامتى و اصلاح جامعه بشرى تلاش مىكند كشته شود ؟
2 - چرا بايد با دلسوزان بيدار و آگاهى كه همواره به انسانها راه نورانى را نشان مىدهند تا از بردگى و بندگى ظالمان و طاغوتيان نجات يافته و در بندگى پروردگارشان باشند اين گونه رفتار مىشود ؟
3 - چرا مردمان تاريخ هميشه خوبان و آگاهان جامعه خود را فراموش كرده و از آنها ياد نمىكنند و در استخدام كامل هوسرانها و ستمگران در مىآيند و براى خرسندى انها هر خيانتى را انجام ميدهند ؟
4 - مردم چطور و چگونه خود را قانع كردند شخصيت بسيار زيبا و نورانى امام حسين ( ع ) را فراموش كرده و براى خرسندى يزيد فاسق و فاجر ، او را با بدترين شكنجهها بشهادت به رسانند ؟
5 - كشتن و از بين بردن انسانهاى آگاه و بيدار و متعهد و خدا باور شكست بزرگ نسل بشر و مردمان همان جامعه است چونكه ارزش و اعتبار هر اجتماعى با شخصيتهاى مومن و خداشناس سنجش مىشود