پرش به محتوای اصلی

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحه البدعة والتحرف 72

پدیدآورندگان:

صالبدعة والتحرف ۷۲
مانند خارج از دين اسير كرد نه مصداق آن آيه ولى استنباط عارفانه صوفيانه بهتر از اين نيست پس اجتهاد غزالى خطا كرده نه اجتهاد يزيد و اما راجع به حديث اذكروا موتاكم بالخير ميگوئيم اولا حديث ضمير مخاطب آورده و فرموده اذكروا موتاكم بالخير مرده‌هاى خود را بنيكى ياد كنيد نفرموده اذكرو الموتى اينجماعت كه مورد كلام است مرده هاى ما نيستند بعلاوه اگر به اينكلى بخواهيم بگوئيم باب مذهب به كلى بسته شود علم رجال هم به كلى لغو گردد ثانيا از كجا معنى بالخير انيست كه خوبى ايشان را بگوئيد و بدى ايشان را نگوئيد بلكه شايد مراد اينست كه ياد كنيد مرده بجاى خود را بخير فرستادن يعنى بصدقات و دعا و طلب مغفرت براى ايشان آن هم باز مرده‌هاى خود نه اهل بدعت و مشركين در دين كه فرموده ما كان للنبى و الذين آمنوا ان يستغفروا للمشركين و لو كانوا اولى قربى من بعد ما تبين لهم انهم اصحاب الجحيم صحح بعلاوه آنكه اين اذكروا موتاكم بالخير مگر براى خصوصى ما است چرا اينها كه آن را بر ما ميخوانند خود عمل نميكنند ، علمائى يا سلاطينى كه با پيران آنها مزاحمت ميكردند چرا از بدگوئى نسبت به آنها خوددارى نميكنند . بعلاوه آنكه اين كلمه را فرمود صدها كلمات ديگر را درباره زنده‌ها فرمود چه تأكيدات بليغه درباره اخوان و مؤمنين و توقير آنان و سب نكردن و ايذاء نكردن و توهين نكردن ايشان از آن جمله فرمود من اهان عالما فقد اهانتى و فرمود من اهان لى وليا فقد بارزنى بالمحاربه . و فرمود : المؤمن منى شققت له اسما من اسمى فمن اهان مؤمنا فقد بارزنى بالمحاربه پس چرا دربارهء معاصرين اينهمه عيب گوئيها و مذمتها ميكنند . بعلاوه نظر تو از منع كردن طعن بر مولوى و حافظ نه از راه دلسوزى براى دين و مردمان دين است بلكه از باب آنست كه اشرب فى قلوبهم العجل ، حب گوساله در دل گوساله‌پرستان اشراب شده و گرنه پس چرا درباره علما و معاصر نيت هر كدام را هرگونه آسيبى برسد ترا ككى نميگزد يا چرا اگر يكنفر مسلمان با تو در امر دنيا اگرچه در چيزى كه كم ارزش