تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 65

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٦٥
ايضا -
همه كس طالب يار است چه هشيار و چه هست * همه جا خانهء عشق است چه مسجد چه كنشت
از طرف ديگر هر سلسلهء به خود دعوت مىكند و طرق ديگر را باطل ميداند و و اصل به حق نميشمارد و هر كس با او هم فرقه و هم خرقه نباشد او را صحيح نميداند و اگر در فن تصوف ماهر باشد او را قابل ارشاد نميداند و همواره در سر مرشد و قطب نزاع ميكنند . حافظ :
تا ابد بوى محبت بمشامش نرسد * آنكه خاك در ميخانه برخساره نسفت
ميخانه را در مقابل خانقاه ميگويد . ايضا :
رطل گرانم ده اى مريد خرابات * شادى شيخى كه خانقاه ندارد گو برو آستين بخونجگر شوى * هركه در اين آستانه راه ندارد ايضا - اى پير خانقه بخرابات شودمى * غسلى برآر و توبهء هفتاد ساله كن
و نيز اشعار بسيار كه قبلا ذكر شد در طعن صوفيان مراجعه كن بلكه همهء طوائف را طعنه ميزنند حافظ :
جنك هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه * چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند

نهى از عيب‌گوئى در عين حرص و شهوت بر وى

دوم - آنكه از طرفى ميگويند ، عيب كسى نبايد كرد بدگوئى از كسى نبايد كرد بلكه بد نبايد ديد همه را بايد به چشم نيك نگريست ، يا از باب وحدت وجود كه همه آثار و مظاهر حقند ، فاسق و فاجر مؤمن و متقى همه مظهر حقند ، و يا از باب آنكه خدا فاعل خير است شر خلق نكرده هرچه هست همه خير است و يا از باب جبر كه همه مسلوب الاراده‌اند ،