تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 62

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٦٢
كه قبل از خلقت شىء نباشند و هم فرموده كه اللّه خالق كل شىء و فرموده و هو رب كلشىء و نفرموده در هيچ وقت و هو عين كل شىء و ظاهر است كه خالق شىء و رب شىء غير خود شىء است و فرموده فلا تضربوا للّه الامثال و فرموده و لا تجعلوا للّه اندادا و انتم تعلمون و غير ذالك و اما مخالفتش با عقل از آن جهت است كه وحدت خالق و مخلوق و صانع و مصنوع محال است و وجود ظلى منبسط يا موجى و حبابى تصويرش نسبت به حق محال است زيرا معقول نيست كه خداوند بسط وجود از خود كرده باشد بر هياكل موجودات قبض و بسط و انتفاح و امتداد در وجود حق محال است اين گونه امثله در موجودات جسميه متصور است نه در وجود منزه حق ، سبحانه و تعالى عما يشركون و سبحانه و تعالى عما يقول الظالمون علوا كبيرا گذشته از همهء اينها بر فرض كه تو اى عامى طامات آنها را نفهمى و در مقابل ترهات آنها عاجز بمانى آيا در وجدانت اين امثله را كه براى وحدت وجود ميآورند ميپذيرى كه مثل خالق و مخلوق مثل آب و حباب و دريا و كف دريا باشد يا مثل كوزهء كه از يخ بسازند كه عين يخ است يا مثل يخ كه چون آب شود عين آب است يا مثل پرتو آفتاب كه از روزنه‌ها يا پشت شيشه‌هاى الوان افتد ، آيا وجدان تو قبول مىكند و ميپسندى و روا ميدارى كه خدا را دريا فرض كنى و خود را كف دريا يا حباب دريا يا خدا را آب فرض كنى و خود را يخ يا او را يخ و خود را كوزهء از يخ يا او را چون آفتاب و خود را پرتو كوچك كه از روزنه افتد ، يا روا ميدارى كه ذوات خبيثه شريره و كافره و قاذورات نيز حباب حضرت حق يا يخ صورى او يا پرتو محدود كوچك او باشد . بعلاوه آنكه در اثر حدوث و انعدام اين وجودات ظلى حبابى ، لازم آيد