« لطيفه »
جاى آنست كه كسى بگويد در شب قدر هم از نقض بر تصوف ورد بر حافظ دست نكشيدى يا بگويد شب قدر هم وقت اين كارها است لهذا دفع دخل كرده ميگويم حافظ گفته :
در شب قدر ار صبوحى كردهام عيبم مكن * سرخوش آمد يار و جامى بر كنار طاق بود
يا حقيقتا مقصودش شب قدر است با مجلس انسش را تشبيه بشب قدر كرده چنانچه گفته : آنشب قدرى كه گويند اهل خلوت امشب است ، بهر حال تعبير بشب قدر كرده و گفته عيبم مكن اگر در شب قدر صبوحى زدهام چون جام در كنار طاق بود و يار سرخوش بديدار آمد ، پس اين حقير نيز اقتباس كرده ميگويد :
در شب قدر ار كه نقضش كردهام عيبم مكن * نقض حافظ در شب قدر از عملها طاق بود
« تنبيه »
آنچه شعرى در اين كتاب و كتاب البدعة غير از اشعار حافظ و چند بيتى از مولوى و غير او ذكر شده از اشعار اين عبد مؤلف است در خاتمه هم به اين رباعى مترنم ميشوم :
مقصودم از اين دفتر تنها نبود حافظ * يكفرد ز امثالش يك مشت ز خروار است
حافظ چه كسى باشد تا نكته بر او گيرم * اينمرد در اقوالش مستوره ز انبار است