تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 446

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٤٤٦
آنچه با خرقهء حافظ مى انگورى كرد
يا آنكه بگويم :
نه به صد وصله كه با وصله رفو نتوان كرد * آنقدر رخنه كه در خرقهء حافظ افتاد

حكم ديوان حافظ از نظر فقاهت

در اول كتاب گفته شد كه بحث در اين كتاب از دو جهت است ( حافظ كيست و كتابش چيست ) ولى چون بحث و نظر در اطراف حافظ كاملا و تفصيلا روشن گرديد ديگر كتابش احتياج به بحث تفصيلى و تكرار نظر ندارد بلكه حال اين ديوان ضمنا نيز معلوم گرديد پس بر هيچ فقيه و متشرعى حكم اين كتاب مخفى نخواهد ماند زيرا كه آنچه دربارهء حافظ گفته شد از فسق و كفريات و خلاف مذهب و لغويات و تحريص بر شراب و حرام و امر بمنكر و ترغيب بر بطالى و لايبالىگرى و توهين به انبيا و ملائكه و مقدسات و مدح فساق و فجار و ترويج اباطيل و اشاعهء منكرات بطوريكه شايسته آنست كه آن پيش را كه براى پير خود گفته اينكه ميگويند آن خوشتر ز حسن ( الخ ) منقلب بضدش كنيم و بر او بخوانيم :
اينكه ميگويند آن بدتر زبد * حافظ اين را دارد و آن نيز هم
يا بگوئيم : آنچه بدها هه دارند تو تنها دارى همهء اين عيب و عوار و زشتيها كه بر او ثابت كرديم منشأش همين كتاب است پس اين ديوان مجموعهء همهء رذائل و قبائح و خلاف مذهب و خلاف دين و خلاف آئين شرع مبين و دعوت فسق و فجور و تزيين معاصى و ارشاد بضلالت و گمراهى و تربيت به سيرهء الحاد و تعطيل و تعليم زندقه و اباطيل است پس شك و شبههء نيست