تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 440

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٤٤٠
چه گندياتش هم متفرقا در طى فصول متقدمه ذكر شد ولى حق اينست كه باز هم جملة قدرى از آنها را ذكر كنيم تا با پندياتش معارضه كند ( حسن وى جمله بگفتى ضررش نيز بگوى ) اگرچه دانستى كه پندياتش نيز گنديات است و هر دو با هم مساويست فقط فرقش اينست كه آنها صورتش صورت پند است و اينها همه‌اش گند است .
تو حسن ظاهر و صورت مبين بعيب نگر * كه هر كه با هنر افتد نظر بعيب كند
پس گنديات حافظ را نيز جملة ذكر ميكنيم اما بدون شرح تا هم تذكرى براى فراموش كرده‌گان و هم فهرستى براى گذشته‌ها باشد .

پند است يا نصيحت ، گند است يا فضيحت

ترسم كه صرفه نبرد روز باز خواست * نان حلال شيخ ز آب حرام ما نصيحت گوش كن جانا كه از جان دو ستر دارند * جوانان سعادتمند پند پير دانا را حديث از مطرب و مى گو و راز دهر كمتر جو * كه كس نگشود و نگشايد بحكمت اين معما را حافظا ميخور و رندى كن و خوش باش ولى * دام تزوير مكن چون دگران قرآن را گر مريد راه عشقى فكر بدنامى مكن * شيخ صنعان خرقه رهز خانه خمار داشت وراى طاعت بيگانگان ز ما مطلب * كه شيخ مذهب ما عاقلى گنه دانست مباش در پى آزار هر چه خواهى كن * كه در طريقه ما غير از اين گناهى نيست فقيه مدرسه دى مست بود و فتوى داد * كه مى حرام ولى به زمال اوقاف است