Skip to main content

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — Page رضوان اكبر إله 413

Contributors:

P.رضوان اكبر إله 413
ميدهند ، ديگران بعنوان تحقيقات علمى ، مثلا همان مطالب فلسفه را مىگويند و مىنويسند ولى بعنوان عرفان و تحقيقات عرفانى ، حكيم بيچاره هم همانها را مىگويد ولى بعنوان حكمت و فلسفه ، مطالب ادبى را ايشان بعنوان دقائق و نكات عرفانى تذريق ميكنند ادباء بعنوان نكات ادبى و هكذا ايشان همين مطالب علوم مشتركه را علوم رسميه ناميده‌اند در مقابل علوم خودشان ، و مذمت از اين علوم بسيار مىكنند و مع ذالك ميدان جلوه و خودنمائى و خودآرائىشان همين علوم است و بيشتر از همه به همين علوم رسميه اهميت ميدهند ، و همينها را بجاى عرفان قالب ميزنند و بسادگان بيچاره ميدهند ، و همينها را باسم معنى و باسم حقائق كه خود را اهل معنى و اهل حقيقت ميدانند بمريدان تحميل تحميل مىكنند ، پس در حقيقت نسبت بمطالبى كه قابل اهميت و قابل تصديق است كه از علوم مشتركه است ، فرق بين ايشان و ديگران فقط در اسم است كه ايشان اسم او را عرفان و معنى و حقايق مىنامند ديگران اسمش را حكمت ، منطق ادبيات ، اصول ، نجوم ، هيئت ، مثلا مىنامند پس باز هم خدا به همه عقلى و فهمى بدهد كه بندهء اسم نباشند هر جنسى را بجنسيتش بشناسند و بخرند نه باسمش و عنوانش مثلا چائى را بجنسيت چائى بخرند نه باسمش و پاكتش و بسته‌بنديش و مؤسسه‌اش در صورتى كه اصل چائى يكيست و اگر جنسش دو تا است مواظب باشند كه جنس پست و بد را بجاى اعلاء و خوب بايشان نفروشند آنچه اين عرفانيان بمردم ميدهند و هر امتيازى براى خود قائل شده‌اند مثلش مثل همين چائى است ، عرفانيان دو نوع جنس بمردم ميدهند و هر دو را بعنوان عرفان و حقايق و معانى ، و امتياز مخوصص ، يكى باطل و غير قابل تصديق ، ديگرى صحيح و مشترك همه ،