از خوف فرعون بموسى عليه السّلام گفتند الان است كه ما را فرعون دستگير كند فلما تراه الجمعان قال اصحاب موسى انا المدركون قال كلا ان معى ربى سيهدين فرمود نه چنين است پروردگار من با من است مرا به راه نجاتى رهنمائى خواهد فرمود
و همچنين ابراهيم عليه السّلام فرمود انى ذاهب الى ربى سيهدين اين معنى كجا ، و هدايت بكشف و شهود و عيان و كشف حقايق كجا پس اگر بگوئيد اين معنى بخصوص مراد است خلاف ظاهر است محتاج بدليل است و برفض كه اين معناى خاص اراده شده باشد از كجا كه اراده عموم شده كه هر كس كه مجاهده كند اين مقام براى او باشد از كجا كه اختصاص باوصياء نداشته باشد كه آنها اهل مجاهده حقه و مجاهدهء نامه هستند و تا مجاهده تامه نباشد باعتراف خودتان اهليت اين مقام را ندارند باز هم اگر عموم مراد باشد تخصيصش بمدعيان عرفان و كسانى كه بر سيرهء ايشان هستند از كجا ؟
و از اين قبيل است استشهادات ديگرى كه ميكنند كه همهاش مبنى بر تأويل است و هر عاقلى ميداند كه امريكه مورد بحث و نزاع است بتأويل نميشود ثابت كرد و الا بهائيان نيز اخبار غيبت و ظهور را بر خود تأويل و تطبيق ميكنند و همچنين همهء مدعيان همين عمل ميكنند . پس معلوم شد كه اين عرفانى كه اين جماعت ادعا ميكنند ماهيت و حقيتش را خود هم نميدانند و بر صحتش هم دليلى ندارند ، ادعاى تخصيص عرفان به خود و نفى از ديگران ادعائى است واضح البطلان آرى اين عرفان كه ايشان ادعا ميكنند عرفان نيست بلكه دكان است پس از اين روى شبههء نيست كه اين دكان مخصوص خود ايشان است و مسلما فقيه متشرع برى از آن
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 409
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ٤٠٩