تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 408

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٤٠٨
و يعلمكم اللّه و اللّه بكل شىء عليم ) ، پس معنى اينست كه كتمان شهادت مكنيد چننچه قبلا گفته در مقام نوشتن سند و قباله و مقام شهادت ضرر به يكديگر نزنيد و قصد ضرر به يكديگر نداشته باشيد كه اگر چنين كنيد اين فسوق خواهد بود كه بشما برسد و از خدا بترسيد و بپرهيزيد بعد گويد و خداوند تعليم ميدهد شما را زيرا كه او بهر چيز دانا است ، و اين پيدا است كه مقصود تعليم احكام است از حلال و حرام همچنانكه مفسرين تفسير كرده‌اند نه تعليمى كه عبارت از كشف و شهود است و تعليم حقايق بطوريكه بدون واسطه از خدا بكيرد . و ثانيا فرضا كه چنان باشد ، موضوع در اينجا تقوى است ، تقوى چه ربطى دارد بتصفيه قلب بوجه مخصوص . پس لازمهء اين آنست كه هر كس اهل تقوى پاشد عارف است ، اگرچه از راه معرفت شما نباشد . و اما آيه دوم ، اولا مجاهده خصوصيت ندارد كه بطريق اهل عرفان باشد دليل بر تخصيص چيست دعوى اختصاص ، خود اول كلام است اينهم بر مشروعيت آن طريق و الا خواهيم گفت آن طريق اصلا مجاهده نيست پس به كلى از مورد آيه خارج است ثانيا آنچه در آيه بر مجاهده مترتب شده هدايت سبل است و معلوم است كه هدايت سبلى كه اثر مجاهده باشد هدايت كردن بخيرات و اعمال صالحه و توفيق و تسديد و تأييد و دستگيرى كردن است از مهالك و معاصى و مخاطرات ، « 1 » مانند هدايتى كه حداقل هر روزى ده نوبت مأموريم كه از خدا درخواست كنيم ( اهدنا الصراط المستقيم ) و الا رهنمائى بسوى خود و بسوى دين خود و آيات خود و احكام خود را كه بدون اين درخواست نموده . نظيرش آنست كه قوم موسى عليه السّلام هنگاميكه بر لب دريا رسيدند
هامش
( 1 ) مؤيد اين است كه سبلنا فرمود نه سبلنا و سبل متعدد براى خدا اينست جز به همان امور و يا مراد سبيلهاى احكام باشد كه حكمى سبيلى است و الا معرفت و توحيد را سبيل متعدد نيست