باز هم بعد از همهء اينها مقصود ار اين معرفت تفصيلى اذعانى شهودى تنها معرفت حق سبحانه و تعالى است ، يا معرفت حق يا جميع ما يتعلق به ، يعنى بايد معرفت هر يك از نبوت و امامت و معاد و دين و كتاب هم بر همين وجه تفصيلى علمى اذعانى تام باشد اگر مقصود تنها معرفت حق است ، اين معرفت را كه اهل اسلام معرفت نميشمارند بلكه جهل محض است ، بعلاوه آنكه ادعاى چنان معرفت تامهء حقه بدون آنها عارى از شاهد و برهان است بلكه محال و غير ممكن است در نزد هر كس كه مسلمان است و اگر مقصود آنست كه با معرفت همه اينها باشد عرفانست ، پس ايراد نسبت به بىسوادان و عاميان جرگهء عرفانيان قوىتر و نسبت به پيران و بزرگان نيز چون دامنهء ادعا وسيعتر است بطلان دعوى جلىتر است ، زيرا كه دعوى علم تفصيلى يقينى تام تمام نسبت بعلم قرآن و شرايع و احكاما و نسبت به تمام احاديث و اخبار از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم و ائمه اطهار و نسبت به تمام شئون نبوت و امامت و احاطهء كلى بر همه اين امور واضح البطلان است زيرا كه ضرب المثل است ( اگر همدان نيست كردش نزديك است ) پس اگر مقصود از عرفان اين چنين عرفان است پس از صدر اول تا به آخر احدى از اين مدعيان عارف نبوده و نيست ، و اگر مقصود آنست كه با معرفت همه اين مراتب عرفانست لكن معرفت عيانى فقط مخصوص توحيد است و در باقى معرفت بوجه متعارف كفايت مىكند ، جوابش الان خواهد آمد .
حاصل اينست كه امر عرفان دائر است مدار يكى از اين شقوق مذكوره هر يك را كه بخواهند اختيار كنند و بر هر تقدير ايراد وارد اس .
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — Page رضوان اكبر إله 400
Contributors: الشيخ محمد جواد الخراساني
P.رضوان اكبر إله 400